کل نماهای صفحه

۲۰ شهریور ۱۳۹۴

37 سال فريب و نيرنگ كافي است. مصاحبه دكتر سنابرق زاهدي با تلويزيون مونت كارلو

...
مجري: آقاي سنابرق زاهدي مثل اينكه نظرات متفاوتي در خليج در موضعگيري در رابطه با ايران وجود دارد. در خود ايران هم مواضع مختلفي وجود دارد. درست است كه آنچه را كه وزير خارجه محمد جواد ظريف اعلام مي دارد، مقاصد خوبي دارد و مي گويد كه همسايه قبل از خانه ، يعني صحبتهاي خوبي از او مي شنويم اما در مقابل اظهارات ديگري از مسئولين ايران مي شنويم. سمت و سوي ايران چيست؟ چه كسي بر ايران حاكميت مي كند؟ چه كسي خواهان گفتگوست و چه كسي خواهان جنگ است؟
سنابرق: فكر مي كنم كه سياست ثابت رژيم ولايت فقيه از زمان سركار آمدن تا كنون كاملا روشن است. بعد از توافق هسته اي خامنه اي شخصا موضعش را خيلي صريح بيان كرد: گفت كه ما از حمايت و تأييد دوستانمان كه از آنها نام برد در سوريه و لبنان و در يمن و در عراق و براي اولين بار گفت در بحرين دست برنمي داريم. معناي اين حرف اين است كه سياست ولايت فقيه يك سياست روشني است. آنها مي خواهند كه اين فعاليتها را گسترش دهند. چرا؟
مجري: آيا ظريف و روحاني خارج از اين نغمه مي نوازند؟
سنابرق: مسلما. مسلما. فكر مي كنم همانگونه كه آقاي عبدالعزيز گفت من هم فكر مي كنم كه ديگر 37 سال فريب و نيرنگ كافي است. آيا شايسته است كه ما ، البته ما در اپوزيسيون شايسته ما نيست، اما من از سوي كشورهاي عربي و خليجي صحبت مي كنم آيا شايسته است كه اين سياست فريب و نيرنگ را كه رژيم ولايت فقيه طي اين سالهاي دراز به آن عمل كرده، بپذيرند؟ من مي گويم بعد از اين توافق ، آيا اين توافق مانع دخالتهاي رژيم ايران در بحرين و كويت و عربستان و سوريه و غيره شده است؟ خير. برعكس. رژيم ولايت فقيه احساس مي كند كه در نبرد هسته اي باخته است. چونكه روي آن يك سرمايه گذاري استراتژيك كرده بود. خامنه اي و رفسنجاني مي گفتند كه  بمب هسته اي ضامن بقاي ماست. آنها مجبور شدند و خامنه اي بطور خاص مجبور شد كه از خط قرمزهايي كه در ماجراي هسته اي ترسيم كرده بود دست بردارد و به دلايلي كه به آنها بطور اختصار شرح داديم به اين توافق تن داد. بعد از اين باخت مي خواهد كه اين باخت را با گسترش دخالت در كشورهاي ديگر آن را جبران كند. اين چيزي است كه اين روزها ما شاهد آن در اين كشورها هستيم. آيا نمي بينيد كه ميزان سلاح و مواد منفجره اي كه به كويت برده بودند، براي نابود كردن يك شهر بزرگ كافي بود؟ آيا مي توانيم آن را مثلا چنان تفسير كنيم كه اين سياست است و اين استراتژي. بله اين يك استراتژي است اما استراتژي امنيت ملي رژيم ولايت فقيه ايجاد موجوديت هايي در خارج ايران است، موجوديت هايي كه بنده و تابع به اصطلاح ام القرا باشند كه خودشان اين نام را براي خود گذاشته اند. اين سياست روشن است. 
مجري: موضوع تروريستي كه در بيروت دستگير شد و اطلاعات عربستان آن را احضار كرد شايد كه خاطره ها و يا روابط متشنجي كه بين دو ساحل خليج را داشتند را مجددا مطرح كرد.
سنابرق: من فكر مي كنم كه اين بيش از خاطره است. تجربه است. تجربه هاي خيلي مهم. در سال 1996 بعد از انفجار خبر، خاتمي رئيس جمهور ايران شد. الان اطلاعات دقيقي به دست ما رسيده كه راه به روزنامه ها برده كه عربستان سعودي براي اينكه ايران خاتمي ديگر بعد از آن در عربستان دخالت نكند عربستان پذيرفته بود كه اين پرونده را فعال نكند.. و ظاهرا حتي آمريكا هم از چنين موضع عربستان راضي نبود. فكر مي كنم كه اين تجربه كافي است. تجارب ديگر هم هست و من مي دانم كه در آن زمان ديداري بين امير عبدالله خداوند او را بيامرزد كه در آن زمان وليعهد عربستان بود، در آن ديدار در اسلام آباد با رفسنجاني بود و رو به رفسنجاني كرده و به او گفت كه شما اينكار را كرديد. رفسنجاني احساس نگراني كرد. جواب داد كه من نبودم بلكه او بود. منظورش خامنه اي بود. خامنه اي پشت داستان خبر بود. يك ژنرال در سپاه قدس بود بنام احمد شريفي كه اين عمليات را طراحي كرد. طبعا مجريان اين عمليات اين كساني هستند كه اين روزها نام آنها در روزنامه هاي مي آيد اما طراح آن نيروي قدس بود. اين نيروي قدس و اين شاخه كه 6000 نفر هستند مكلف به ... ترور سفير عربستان در واشنگتن در دو سال پيش بود. منظورم اين است كه اين سياست، يك سياست ثابت و مستمر و ادامه دار است و نمي توان كه با لبخند و مماشات با اين رژيم  با اين سياست  مقابله كرد. خير. يك راه حل فقط در قبال اين سياست وجود دارد و آن هم قاطعيت است. ما در اينجا به اين سياست عربستان تبريك مي گوييم.
  به نظر شما اين نزديكي با اپوزيسيون چه در اهواز و چه در خارج بين خليجي ها و اپوزيسيون ايران آيا بدليل توافق هسته اي است. آيا اين توافق باعث نزديكي نظرات شما شده است.
سنابرق: اگر چنين نزديكي وجود داشته باشد. من فكر مي كنم كه نزديكي ناشي از يك ديدگاه واقعي براي فهم معادله رژيم ايران است. فكر مي كنم كه هرچه كه به معادله ايران نگاه كنيم و كنش وواكنش اين موضع با كشورهاي عربي بطور عام و كشورهاي خليج بطور خاص را نگاه كنيم ما به اين رژيم و اين كشورها نگاه مي كنيم بايد كه اين حقيقت را بدانيم كه يك ملتي با بيش از 80 ميليون نفر در ايران وجود دارد. اينها مخالف اين رژيم هستند و اينها اولين كساني كه هستند كه بهاي حاكميت اين رژيم را مي پردازند. بايد كه اين عامل را در معادله دخالت داد و همچنين اپوزيسون را چونكه اين اپوزيسيون بيانگر خواست مردم ايران است. مردم ايران مي خواهد كه از دست اين رژيم خلاصي يابد. مردم ايران ضد اين رژيم است. اگر كه اين عامل را وارد معادله كنيم فكر مي كنم كه راه حل در آينده در برابر ما روشن خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر