کل نماهای صفحه

۱۵ بهمن ۱۳۹۴

وزارت دفاع روسیه: ترکیه برای حمله به سوریه آماده می شود

وزارت دفاع روسیه: ترکیه برای حمله به سوریه آماده می شود
 
ارتش ترکیه- آرشیوی
العربیه.نت- فارسی
ایگور کوناشنکوف، سخنگوی وزارت دفاع روسیه روز پنجشنبه 4 فوریه گفت روسیه اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان می دهد ترکیه برای حمله نظامی به سوریه آماده می شود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، کوناشنکوف در بیانیه خود گفت: "وزارت دفاع روسیه نشانه های فزاینده ای از آمادگی پنهان نیروهای مسلح ترکیه برای اقدام عملی در خاک سوریه در اختیار دارد."

خامنه‌ای پایه حوزوی خود را می‌زند



هر چند که تشکیل دهندگان ساختار حاکمیت آخوندی بر سر تصاحب کرسیهای مجلس خبرگان در حال از دریدن هم هستند، اما در دور جدید جنگ گرگها، ورود باندهای حوزوی و مراجع حکومتی به این بازی، وضعیت بحرانی جدیدی را برای خامنه‌ای ایجاد کرده است.

واقعیت این است که ولی‌فقیه در این نظام باید مجتهد جامع الشرائط باشد، که اعتبار و مشروعیت خود را از چند مرجع تقلید حوزه علمیه قم دریافت کرده است. خود خمینی وقتی در سال 42 به زندان افتاد، 4 مرجع تقلید وقت یعنی میلانی، شریعتمداری، نجفی مرعشی و گلپایگانی، اجتهادش را تأیید کردند تا بر اساس قانون مشروطه، مصونیت داشته باشد. خامنه‌ای با این‌که نه مجتهد جامع الشرائط بود و نه اصلاً در حوزه مدرس درس خارج، با یک خاطره منتسب به خمینی از رفسنجانی، یکشبه از خمره مجلس خبرگان بیرونش آوردند و ولی‌فقیهش کردند و تازه بعد از روی کارآمدن، چند مرجع تقلید حکومتی اجازه اجتهاد برایش صادر کردند و به نحو مضحکی بعد از ولی‌فقیه شدن و بعد از دوری حدود 15ساله از حوزه، یک حوزه درس خارج برایش ترتیب دادند. بنابراین مشروط بودن و مدیون بودن خمینی و خامنه‌ای به تأیید مراجع تقلید، یک امر واضح و روشنی است. اما بالغ شدن تضادها و کشمکش باندها، به ناچار، صحنه را برای خامنه‌ای جوری چیده که برای حفظ موقعیت خودش مجبور است حتی به حوزه قم و مراجعش لگد بزند و شورای نگهبانش را وادار کند تا حسن خمینی که چند مرجع تقلید قم از جمله وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی و جوادی آملی او را تأیید کرده‌اند، رد صلاحیت کند. آخوند محمد جواد حجتی کرمانی در نامه سرگشاده‌ای می‌نویسد: ”حضرات آقایان بزرگوار شورای نگهبان، بیش از هرکس و هر گروه به حوزه علمیّه قم تعلّق دارند و باید حرمت حوزه را بیش از هرکس و هر گروه نگه دارند. اما وقتی می‌بینیم آقایان برخلاف نظر صریح تنی چند از مراجع بزرگوار قم عمل می‌کنند و چنان بی‌اعتنایی می‌کنند که گویی اصلاً نه مرجعیّتی در کار است و نه مراجع احترامی دارند“ ”می‌گویند «احترام امامزاده با متولّی است». وقتی شورای نگهبان احترام مرجعیت را ندارد چه توقعی است که مردم دیگر، به‌خصوص جوانان و بالاخص اهل سیاست و فرهنگ به مرجعیت و روحانیت احترام بگذارند؟“ (سایت حکومتی خبر آنلاین 11بهمن 94)

آخوند دیگری به نام سید مهدی طباطبایی عضو باند جامعه روحانیت مبارز درباره عدم احراز صلاحیت سیدحسن خمینی، گفت: ”این موضوع بسیار مهمی است شورای نگهبان می‌گوید فقیه بودن را ما باید تشخیص دهیم عیبی ندارد شما هم تشخیص دهید ولی در آنجاییکه نظر مراجع مسلم پیش می‌آید نظر خود را مقدم نپندارید که این لطمه زدن به اعتبار حوزه و روش اصیل دروس و بحث حوزوی است، آیا قبول ندارید که تشخیص فقیه بودن با علما و مراجع هم است؟

وی با لگد زدن به شورای نگهبان ارتجاع اضافه کرد: ”اینها قوانینی است که شورای نگهبان جدیداً ایجاد کرده است... بحث بر سر این است که اعضای شورای نگهبان می‌گویند ما باید مجتهد بودن را تشخیص دهیم ولی این درست نیست، اصلاً چه کسی اجتهاد خود شما را تأیید کرده است؟ مگر اجتهاد شما را علمای دیگر تأیید نکردند پس برای کاندیداهای خبرگان هم می‌توان اجتهاد را از طریق علما اثبات کرد. اجتهاد نوه خمینی را آنچه که گفته می‌شد بسیاری از حضرات و علمای اعلام تأیید کرده‌اند و خود اعضای محترم شورا نیز می‌توانند با بررسی دروس با این نتیجه برسند اما به نظرم دلایلی منجر به این شده که آقایان بر عملکرد خود مصر باشند حتی غیریادگار امام هم من افرادی را می‌شناسم که مشهور به علم هستند سالهاست دروس دارند اما رد شده‌اند، این روش برای آینده خطر ناک و نسبت به گذشته شبهه‌ناک خواهد بود“. (سایت حکومتی انتخاب 14بهمن94)

آخوند دیگری به نام محمدتقی رهبر که هم امام جمعه موقت اصفهان است و هم عضو مجلس ارتجاع است ”با اشاره به این‌که در حوزه‌های علمیه مسأله‌ای به نام امتحان شفاهی و کتبی نداریم گفت: سالهاست که بسیاری از روحانیان با حضور در سرکلاس اساتید برجسته حوزه، با بحث و جدل، با ارائه رساله علمی، تحقیقات و تأیید علما اجازه اجتهاد می‌گرفتند. اجازه اجتهاد بر‌اساس تشخیص علماست نه گرفتن امتحان و این روش اصلی حوزه‌های علمیه از گذشته تا به امروز است“. (روزنامه حکومتی مردم‌سالاری 11بهمن 94)

حسن خمینی گفت: ”در این میان، بزرگان و مراجع و اساتید عظیم الشأن نسبت به صلاحیت علمی این حقیر شهادت دادند و دهها ساعت نوارهای درس و چندین جلد کتاب نیز ضمیمه این پرونده شد که برخلاف انتظار نتوانست احراز حضرت آقایان را باعث شود؛ احرازی که در سالها و دوره‌های قبل، از راههای به مراتب ساده‌تر برای دیگران حاصل شده بود و در همین دوره نیز برای برخی دیگر از عزیزان، از طریقه‌ای غیر از امتحان ممکن شده است“. (روزنامه حکومتی آرمان 10بهمن 94)

همچنین آخوند حائری شیرازی امام جمعه قبلی شیراز و عضو مجلس خبرگان ارتجاع گفت: ”اینکه بعضی امتحان نکرده پذیرفته نشده‌ و بعضی پذیرفته شده‌اند یک معماگونه‌ای پیش می‌آورد... حوزه‌های علمیه مانند دانشگاه اتیکت‌دار نیست. این‌که افراد در دروس نمراتی را داشته باشند. از این جهت گاهی مراجع تقلید تقریرات خود را می‌بینند و تأیید می‌کنند“. (روزنامه حکومتی آرمان 11بهمن 94)

همچنین روز 14بهمن روزنامه حکومتی مردم‌سالاری نوشت: ”رد صلاحیت حسن خمینی در شرایطی صورت گرفته‌ که اجتهاد وی توسط بسیاری از علمای مطرح حوزه مورد تأیید قرار گرفته است؛ و از آن گذشته توجیهات شورای نگهبان نیز هیچ‌گونه پشتوانه منطقی ندارد“.

این روزها از این اظهارنظرها بسیار زیاد است، اما نکته مهم این است که هر چند خامنه‌ای حسن خمینی را به‌عنوان یک رقیب جدی از باند رفسنجانی از مجلس خبرگان حذف کرده، اما وارد یک بحران جدی‌تری شده است و آن هم زدن زیر آب مشروعیت خودش که از همین حوزه و مراجع آن است و به این ترتیب صف‌بندی جدیدی را علیه خودش در میان آخوندها، ایجاد کرده است.

در طرف مقابل نیز برای اولین بار رفسنجانی شورای نگهبان و نهادهای اطراف خامنه‌ای را مورد حمله شدیدی قرار داد و گفت: ”صلاحیت شخصیتی را که اشبه به جدش  امام خمینی است، قبول نمی‌کنید؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبونها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیونهای نماز برای شما باشد و صدا و سیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟“ (سایت  هاشمی رفسنجانی  12بهمن 94)

آری خامنه‌ای پایه‌ حوزوی خود را می‌زند و رفسنجانی بنیان ولایت‌فقیهی نظام را، این‌گونه است که به قول قرآن ”خانه‌های خود را بادستهای خود خراب می‌کنند“. چرا که خمینی همه این نهادها را به‌مثابه زیرساختهای نظام پلید سلطنت مطلقه فقیه ساخت و برپا کرد، تا کسی فکر آزادی و حاکمیت مردمی را در سر نپروراند. اما وقتی دوران انقراض یک حاکمیتی رسیده باشد، عناصر همان حاکمیت، تیشه به ریشه خود می‌زنند. مساله‌ای که مصداق واقعی آیه2 سوره حشر در قران است:

وظنّوا أنّهم مّانعتهم حصونهم مّن اللّه فأتاهم اللّه من حیث لم یحتسبوا وقذف فی قلوبهم الرّعب یخربون بیوتهم بأیدیهم وأیدی المؤمنین فاعتبروا یا أولی الأبصار.

آنان گمان می‌کردند که این حصارها و قلعه ها مانع از غلبة نیروهای خدایی بر آنان خواهد شد و خداهم از جایی که فکرش را نمی‌کردند بر آنان وارد شد و در دلهایشان چنان وحشتی ایجاد کرد که خانه‌های مستحکم خود را با دستهای خود و البته با دستهای مؤمنان و باورمندان، خراب می‌کردند، پس اندرز بگیرید ای صاحبان بینایی و خرد.

روحانی وخریداری ۱۱۸هواپیمای ایرباس، ابهامات و تناقضات



به‌رغم گذشت حدود یک هفته از اعلام خرید هواپیماهای ایرباس توسط دولت  حسن روحانی  در سفرش به فرانسه، هنوز سؤالات زیادی درباره این معامله و چند و چون آن وجود دارد و اظهارات ضد و نقیضی که در این باره گفته شده، به ابهامها دامن زده است؛ از این‌که ارزش و حجم مالی این معامله، از 27میلیارد دلار تا ۱۰.۵میلیارد دلار اعلام شده است! از این‌که آیا هواپیماها نو هستند یا کهنه؟ از این‌که بهای این هواپیماها به چه صورتی پرداخت می‌شود؟ و… غیره.

آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت روحانی در مورد تعداد هواپیماهای خریداری شده و نوع آن گفت: «در مجموع ۱۱۸ فروند هواپیما شامل، ۴۵ فروند ایرباس ۳۲۰، ۴۵ فروند ایرباس از سری ۳۳۰ و ۱۶ فروند ایرباس ۳۵۰ و همچنین ۱۲ فروند ایرباس ۳۸۰ خریداری کردیم» (باشگاه خبرنگاران جوان ـ 10بهمن 94).

در مورد این‌که این هواپیماها نو است یا کهنه نیز اظهارات مقامهای رژیم ضد و نقیض است. تقوی معاون سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد: «این‌که تا پایان سال، هواپیمای نو وارد کشور شود، بعید به‌نظر می‌رسد، چرا که ساخت و تولید هواپیما پروسه خاصی دارد و به این سرعت هواپیمایی وارد کشور نمی‌شود. ۱۱۴ فروند هواپیمای ایرباس در یک فرآیند ۴ تا ۵ ساله وارد کشور می‌شود».

اما پرورش مدیر عامل شرکت هواپیمایی ایران (هما) گفت: «ما یک توافق اولیه‌یی با ایرباس، برای تحویل 118فروند هواپیماهای نو در یک دوره 8 تا 10ساله کردیم. قرار است که 5تا8 فروند این هواپیماها در سال 2016 تحویل داده شود. بقیه هواپیماها هم، به‌ترتیب در 7تا 8سال آینده تحویل داده می‌شود. حجم قرارداد بیش از ۱۰.۵میلیارد دلار است که قرار است بخش عمده‌ای از آن از طریق… از طریق بانکهای خارجی و بانکهای ایرانی تأمین بشود» (تلویزیون رژیم – 9بهمن 94).

در حالی که معاون سازمان هواپیمایی، بازة زمانی تحویل هواپیماها را 4تا 5سال اعلام می‌کند، مدیر عامل هما آن را 7، 8سال عنوان می‌کند؛ اما مهمتر از آن این است که در حالی که تقوی می‌گوید که هواپیماهایی که در سال 2016تحویل داده می‌شود دست دوم هستند، پرورش ادعا کرد که همه هواپیماها نو هستند. تناقض دیگر، در مورد مبلغ قرارداد است. در حالی که تا به‌حال منابع مختلف و متعدد رژیم مبلغ قرارداد را 27میلیارد دلار اعلام کرده‌اند، مدیر عامل هما این مبلغ را ۱۰.۵میلیارد دلار عنوان نمود. علت این میزان اختلاف آیا به‌خاطر تفاوت قیمت نو و قیمت هواپیمای دست دوم است؟ چرا که قیمت نو این تعداد هواپیما از مدلهای مختلف را منابع فرانسوی 25میلیارد یورو عنوان کرده‌اند.

در مورد چگونگی بازپرداخت، بهای این هواپیماها هم روحانی در گفتگوی تلویزیونی (13بهمن) خود گفت و هم آخوندی پیش از این گفته بود که کشور چنین پولی را در اختیار ندارد و بهای هواپیما‌های خریدای شده را با روش اجاره به شرط تملیک (لیزینگ) پرداخت خواهد کرد. (خبرگزاری تسنیم ـ ۱۳آبان ۹۴).

اما تناقضات به همین چند نمونه محدود نمی‌شود، مدیرعامل هما در ادامه اظهاراتش گفت: «قرار است در یک دوره 8تا 10ساله، 45 فروند هواپیمای330 که یک هواپیمای میان‌برد و دوربرد هست تحویل بگیریم. به ترتیب قرار است که 18فروند هواپیمای بسیار جدید ایرباس 350 که تابه‌حال فقط یکی دو شرکت به آنها تحویل داده شده و 12فروند هم هواپیمای ایرباس بزرگ بدنه وسیع 380 در آینده به ما تحویل داده شود. البته این امکان برای ما هست و در تفاهم‌نامه پیش‌بینی شده که اگر ما مایل بودیم، تا وقتی که شرایط پذیرش هواپیمای 380 در کشور ـ به‌خصوص در فرودگاه خمینی ـ فراهم بشود، ما تحویل‌گیری آنها را در این دوره 8ساله، مقداری به تعویق بیندازیم یا این‌که نوع آن را با نوع دیگری از ایرباس تعویض کنیم. این اقدامات و پیش‌بینی‌ها را ما انجام دادیم».

به این ترتیب رژیم می‌خواهد هواپیمایی بخرد که هیچ‌یک از فرودگاههای کشور باند مناسب برای فرود آن و سایر امکانات پذیرش آن را ندارند.

نکته دیگر این‌که قیمت هر فروند ایرباس380، بالغ بر نیم میلیارد دلار است و قیمت 12فروند آن به 6میلیارد دلار بالغ می‌شود، در این صورت اگر مبلغ قرارداد ۱۰.۵میلیارد دلار باشد، تنها ۴.۵میلیارد دلار برای 106فروند هواپیمای دیگر می‌ماند! با توجه به این‌که قیمت متوسط سایر هواپیماها بیش از 200میلیون دلار است. تبلیغاتی بودن عمده این جریان بیش از پیش تقویت می‌شود. به‌خصوص آن که اطلاعات دیگر نیز حاکی از آن است تعداد هواپیماهای کهنه و دست دوم به 8 تا 10فروند هواپیماهای تحویلی سال 2016 محدود نمی‌شود.

معنی ورود هواپیماهای دست دوم به ناوگان هوایی کشور، وقوع سوانح هوایی باز هم بیشتر است. زیرا علت عمده سوانح هوایی سالهای اخیر، کهنگی و از دور خارج بودن هواپیماها بوده است. بر اساس داده‌های منتشر شده، تعداد سوانح هوایی ایران طی ۲۵ سال گذشته به حدود 200مورد می‌رسد و شمار قربانیان آنها به 2هزار نفر بالغ می‌شود، اما گویا این روند فاجعه قرار است در سالهای آینده نیز هم‌چنان ادامه داشته باشد.

نکته قابل‌توجه دیگر این است که در حالی که رژیم معامله 118هواپیما را امری تمام شده می‌داند، به گفته منابع فرانسوی، نمایندگان رژیم ایران و نمایندگان شرکت ایرباس، در مورد هواپیما‌های مورد بحث نه قرارداد، بلکه تنها تفاهم‌نامه امضا کرده‌اند. کیهان 10بهمن نیز به‌نقل از «استفان شافرات» سخنگوی ایرباس در تولوز فرانسه نوشته است: «ایرباس تأیید نخواهد کرد که مذاکرات با ایران آن‌قدر پیش رفته که منتهی به ثبت سفارش در روزهای آتی باشد».

باز یک نکته قابل تأمل دیگرآن است که بعضی منابع رژیم از جمله سایت الف متعلق به احمد توکلی نماینده مجلس ارتجاع این سؤال را مطرح کرده که چرا همه 118هواپیما تنها از یک شرکت و از فرانسه خریداری شده است؟ در همین رابطه کوچک زاده از نمایندگان دلواپسان در مجلس ارتجاع روز یکشنبه (11بهمن 94) این سؤال را مطرح کرد که آیا این به‌خاطر آن نیست که در برجام یک ماده خاص گنجانده شده که پولهایی که از بانکهای هر کشور آزاد می‌شود، باید به مصرف خرید از همان کشور برسد؟».

مافياي ترور وحذف فيزيكي بيت ولايت فقيه شماه5- يك دست كردن سپاه وارتش وحذف فيزيكي افرادي كه مانع بودند

مافياي ترور وحذف فيزيكي بيت ولايت فقيه شماه5- يك دست كردن سپاه وارتش وحذف فيزيكي افرادي كه مانع بودند
 

ماجرای سقوط هواپیمای فلاحی و جهان آرا همراه با چند فرمانده بالا ارتش وسپاه كه همسوي باند مافيايي ولايت فقيه خميني نبودند

بعد از اين تروها وحذف فيزيكي چند تن صيادشيرازي با محسن رضائي با هم به قدرت رسيده وپاي سپاه را در همه امور باز كردند


گزارش زير را بخوانيد وابهامات سقوط كه چيزي جز ترور وحذف فيزيكي نبود را خواهيد دير اگر چه نگفتند معلوم است چرا نگفتند

هفتم مهرماه سال ۶۰ هواپیمایی در حوالی تهران سقوط کرد و سرلشگر فلاحی، سرتیپ نامجو، سرتیپ فکوری، یوسف کلاهدوز و محمدعلی جهان‏ آرا به شهادت رسیدند. کمک خلبان این پرواز تمام جزئیات حادثه را شرح داده است.

 با اين حذف فيزيكي



راه هر گونه كودتاي احتمالي را بستند ونيروهاي انقلابي ارتش را با وحدت صياد شيرازي ومحسن رضائي دستگير واخراج كردند نقش خامنه اي در اين رابطه غير قابل چشم پوشي است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، سی و سه سال پیش در 7 مهر سال 1360 پنج تن از فرماندهان رده بالای ارتش و سپاه که جهت تقدیم گزارش عملیات ثامن‏ الائمه به امام خمینی (ره) عازم تهران بودند در نزدیکی های تهران با سقوط هواپیمای سی 130 به شهادت می رسند.
این هواپیما با 40 نفر سرنشین و 27 مجروح و پیکر 32 تن از شهدای عملیات ثامن‏ الائمه از فرودگاه اهواز به مقصد تهران به پرواز در آمده بود، اما در 30 کیلومتری فرودگاه مهرآباد در جنوب غربی کهریزک دچار سانحه شد و آتش گرفت.

در نتیجه این سانحه 49 نفر از سرنشینان هواپیما از جمله؛ پنج فرمانده ارشد جنگ به نام های سرلشکر ولی‏ الله فلاحی، جانشین ستاد مشترک ارتش، سرتیپ موسی نامجو، نماینده امام در شورای عالی دفاع و فرمانده دانشکده افسری، سرتیپ جواد فکوری، فرمانده نیروی هوایی و مشاور در ستاد مشترک ارتش، یوسف کلاهدوز، قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و محمدعلی جهان‏ آرا، فرمانده سپاه خرمشهر جان باختند.




روزنامه های جمهوری اسلامی و اطلاعات دو روز بعد فهرستی از شهدای احتمالی حادثه سقوط سی- 130 منتشر کردند که در هر دوی آنها نامی از شهید محمد جهان‌آرا نبود. رادیو و تلویزیون نیز همچون مطبوعات که آن زمان بیشتر اخبارشان متاثر از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بود، اشاره‌ای به نام فرمانده شهید سپاه خرمشهر نکرد.

این سکوت خبری ادامه داشت تا این که سپاه در اطلاعیه مراسم چهلمین روز شهادت سرنشینان سی 130 در مدرسه فیضیه قم، در کنار نام 4 فرمانده شهید ارتش و سپاه، به نام شهید محمد جهان‌آرا نیز اشاره کرد.
در این اطلاعیه روز 18 آبان ماه منتشر شد، آمده بود: «به مناسبت چهلمین روز شهادت سرداران شهید برادران ارتشی فلاحی، نامجو، فکوری و برادران پاسدار کلاهدوز، جهان‌آرا و دیگر شهدای سانحه هوایی مجلس بزرگداشتی در شهر خون و قیام در مدرسه فیضیه قم از ساعت 14:30 تا 16:30 امروز (دوشنبه) برپاست به پاس احترام به خون این شهیدان عزیز و تاکید بر ادامه راه‌شان تا پیروزی نهایی اسلام بر کفر و همگام با روحانیت متعهد و بیدارمان در این مجلس شرکت می‌کنیم».




هرچند ابهام‌ها درباره دلایل سقوط هواپیمای سی-130 ارتش پابرجاست و روایت‌های گوناگونی از واقعه بیان شده است

۱۴ بهمن ۱۳۹۴

خمینی را در سخنان آیه لله طالقانی ببینید - پیشگویی آیت الله طالقانی مهم مهم مهم خیلی جالبه

هيولاي سپاه پاسداران سپاه جهل وجنگ وجنایت وصدور تروریزم(4)


هيولاي سپاه پاسداران سپاه جهل وجنگ وجنایت وصدور تروریزم(4)

Mon, 2007-12-10 08:54 - دوشنبه، 19 آذر، 1386
از سپتامبر 1980 جنگ پرتلفات و ويرانگري ميان ايران و عراق در گرفت كه به مدت هشت سال ادامه يافت. خميني آن را مائده‌‌يي آسماني براي حكومت خود مي‌ديد. مي‌گفت: جنگ موهبت است.

این فیلم را ببینید

نمونه ای ازسخنرانی تحریک آمیز خمینی و زمینه سازی برای جنگ با عراق


در آن زمان كمتر كسي مي‌دانست كه اين فقط يك رجز‌خواني جنگي نيست. استقبال او از جنگ به خاطر وابستگي ماهوي نظام ولايت فقيه به جنگ و توسعه‌طلبي ارتجاعي بود.
جنگ با حمله گسترده ارتش عراق به چند نقطه ايران شروع شد. اما اسناد و شواهد بسيار از جمله تصريحات ملايان حاكم گواهي مي‌كند كه اگر رژيم ولايت فقيه نيازمند به جنگ نبود، جنگ ايران و عراق قابل ممانعت بود.
دو سال بعد از شروع جنگ، مقاومت ايران سندي را به دست آورد كه تحليل سري حزب « جمهوري اسلامي» بود. در آن موقع اين حزب تمام گرايشهاي دروني رژيم را در خود جا داده بود و حزب حاكم محسوب مي‌شد. در تحليل آمده بود:« حتي اگر ما بتوانيم امتيازات بسياري از رژيم عراق بگيريم. براي ما چيزي به نام صلح پيروزمند وجود ندارد. … يكي از شروط اساسي هرگونه موافقتنامه صلحي، عدم مداخله دو كشور در امور داخلي يكديگر است. …. اگر انقلاب اسلامي مي‌خواست هيچگونه حساسيتي نسبت به واقعيات وراي مرزهاي خود نداشته باشد و نمي‌خواست ملت‌هاي ديگر را با حقيقت اسلام آشنا كند، اساساً جنگ عراق با ايران شروع نمي‌شد."
حتي اگر از دعواي مربوط به شروع جنگ بگذريم، تاريخچه آن دراين مورد ترديدي باقي نمي‌گذارد. يك سال و نيم بعد از شروع جنگ، قواي ايران بندر ايراني خرمشهر را از تصرف عراق بيرون آوردند. به دنبال آن دولت عراق خواستار برقرار صلح ميان دو كشور شد. اين فرصت بزرگي بود كه رژيم ايران مي‌توانست در يك موقعيت نسبتاً پيروز جنگ را خاتمه دهد. اما خميني نپذيرفت.
شعار خميني از اين به بعد «قدس از طريق كربلا» بود. يعني اورشليم را با عبور از شهر عراقي مدفن سومين امام شيعه تسخير مي‌كنيم!
ملايان هم‌چنين در برابر خواسته جامعه ايران براي خاتمه جنگ اين شعار را تكرار مي‌كردند كه « جنگ جنگ تا پيروزي». در سال 1987 قواي رژيم ايران جزيره عراقي فاو را تصرف كردند. به نظر مي‌رسيد ايران در آستانه پيروزي قرار گرفته است. از آن به بعد شعار ملايان به « جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» تغيير كرد.زيرا مي‌خواستند اگر بر عراق پيروز شدند، ، به طرف ساير كشورهاي خاورميانه پيشروي كنند.
هيچ يك از مقامهاي رژيم استراتژي جنگ طلبانه آن را بهتر از خاتمي رئيس جمهور سابق كه به غلط در غرب مدره خوانده مي‌شد، بيان نكرده است:« "وقتي استراتژي را تدوين مي‌كنيم به كجا نگاه مي‌كنيم؟ آيا نگاه مي‌كنيم به حفظ تماميت سرزمين‌مان يا به رشد؟ آيا نگاه مي‌كنيم به "بسط" يا به "حفظ"؟ ما بايد به بسط نگاه كنيم." (رسالت ـ 7 ژوئيه 91) رئيس جمهور وقت رفسنجاني نيز گفته بود:« بدرستي و عميقاً از اين ايده كه ما محدود به ناسيوناليسم يا نژاد و يا سرزمين‌هاي خود باشيم، بايد متنفر بود»(22 مه1990)
در حقيقت، رژيم ملايان چون قادر نبود خود را با دنياي آخر قرن بيستم منطبق كند و مسير پيشرفت و دمكراسي در پيش بگيرد، توسعه طلبي ارتجاعي در پيش گرفت. صدور بنيادگرايي و جنگ طلبي با هدف تشكيل يك امپراطوري استبدادي زير نام اسلام.اين خصوصيت در سپاه پاسداران كريستاليزه شده است.
در اساسنامه 9 ماده‌يي سپاه پاسداران كه در سال 1979 تصويب شده،ماده ششم « حمايت از نهضت‌هاي آزادي‌بخش» است. اين ماده سپاه را دخالت در ساير كشورها موظف مي‌كند.
در قانون235 ماده‌يي سپاه پاسداران مصوب اكتبر 1990 مجلس ملايان، بر همين وظيفه تأكيد شده است.
چرا عراق؟
دو سوم جمعيت عراق شيعه هستند، مزار شش تن از امامان شيعه دراين كشور است. مهمترين مراكز فقهي شيعيان نيز در نجف قرار دارند هم‌چنين 1200 كيلومتر مرز مشترك با ايران دارد. به خاطراين موقعيت ژئوپوليتيك ويژه ،ملايان پيوسته به عراق به عنوان نخستين كشوري كه بايد در آن حكومتي شبيه به حكومت خود برقرار كنند، نگريسته‌اند. چنين عراقي سكويي براي گسترش ملايان به سراسر خاورميانه خواهد بود.
بنابراين نقشه مسير سپاه پاسداران از آغاز روشن بود.
تلفيق جنگ و جنايت
سپاه پاسداران، شركت در جنگ را با عمليات نامنظم شروع كرد. در مدت كوتاهي نقش حاشيه‌يي داشت. اما با برخورداري از توجه ويژه خميني، مسير رشد خود را به سرعت طي كرد. هنوز يك سال نگذشته بود كه واحدهاي خود را در مقياس گردان‌هاي نظامي تشكيل داد. پنج سال بعد در سپتامبر 1985 بر اساس دستور خميني سه نيروي زميني، هوايي و دريايي سپاه پاسداران تشكيل شد.
به دليل نقش ويژه سپاه در سركوب،كل كشور به چندين منطقه تقسيم شد. در هر منطقه شامل يك يا دو استان، حوزه تحت كنترل يك واحد سپاه درآمد.
با اين موقعيت، سپاه عمليات جنگي را با سركوب جامعه براي سربازگيري اجباري تلفيق كرد. قرباني اصلي اين سربازگيري، نوجوانان و دانش‌آموزان بودند. در آن دوره، مطبوعات عكسهايي از كلاسهاي خالي مدارس چاپ مي‌كردند. وزير آموزش و پرورش در مورد بيلان خودش در جنگ گفت: چهارصد هزار دانش آموز به جبهه‌ها گسيل شده‌اند.
در اولين سالهاي جنگ، سپاه پاسداران كتابي به نام "احكام دفاع و جبهه" منتشر كرد. دراين كتاب فتواهاي خميني(سئوال و جواب درباره احكام مذهبي) در مورد جنگ درج شده بود. سپاه مي‌خواست به اعزام كودكان جنبه مذهبي بدهد. در اين فتواها آمده است:
سوال: در شرايط حاضر رضايت والدين براي رفتن به جبهه لازم است؟ جواب: بسمه تعالي، تا موقعي كه جبهه نياز به نيرو دارد رفتن به جبهه واجب است و اجازه والدين شرط نيست.
سوال: كشتن پيرزن و پيرمرد و كودكاني كه با نيروهاي باطل همكاري مي‌كنند جايز است يا نه؟ جواب: بسمه تعالي، حكم مهاجم را دارند
كشاندن نوجوانان به جبهه‌ها جنايتي هولناك بود. سپاه پاسداران تاكتيك « امواج انساني» را با استفاده از آنها انجام مي‌داد. به گردن هر نوجوان يك كليد بهشت مي‌آويختند. سپس او را مجبور مي‌كردند خود را در پتويي پيچيده همراه با هزاران همكلاسي‌اش موج وار به جلو بدود. اين امواج ميدانهاي مين‌گذاري شده را به بهاي تكه پاره شدن بچه‌هاي سيزده چهارده ساله پاكسازي مي‌كرد. ژنرال محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران با توصيف تكان دهنده، اين كودكان را «سربازان يك بار مصرف» مي‌ناميد.
اين كشتارها، نارضايتي عميقي در جامعه ايران ايجاد كرد. مسعود رجوي رهبر مقاومت، با شعار صلح و آزادي، نارضايتي‌ها را رهبري كرد و جنبش بزرگي عليه جنگ طلبي خميني در داخل و خارج ايران شكل داد.
خميني اصرار مي‌كرد كه « تا خرابي آخرين خانه در پايتخت» جنگ را ادامه خواهد داد. سرانجام وقتي كه ارتش آزادي ‌بخش ملي ـ بازوي نظامي مقاومت ـ تهاجم‌هاي خردكننده‌يي به ماشين جنگي رژيم انجام داد، خميني به سرعت آتش بس را پذيرفت. او مي‌ترسيد حملات ارتش آزادي بخش، سرنگوني رژيمش را محقق كند.
در اوت 1988 خميني گفت آتش بس را مثل سركشيدن جام زهر مي پذيرم. او كمي بعد مرد و جنگ طلبي را به مثابه روح و جان رژيمش به ارث گذاشت.
اما از جنگي كه با يك ميليون كشته در ايران كه 87 شهر و3 هزار روستا را ويران كرد،سپاه پاسداران به صورت يك ارتش ايدئولوژيك بسيار بي‌رحم ظهور كرد. اين ارتشي بود كه از آن به بعد بايد ابزار جانشينان خميني براي پيشبرد تروريسم و بنيادگرايي شود.

۱۳ بهمن ۱۳۹۴

خامنه ای وتیشه به ریشه به خیال حفظ درخت

لینک به منبع

پس از رد صلاحیتهای گسترده و در فاصله چند روزی که شورای نگهبان مدت مشخصی را برای بررسی مجدد و رسیدگی به شکایتها تعیین کرده است، به نظر می‌رسد که کشمکشهای پشت پرده با شدت ادامه دارد که البته بخشی از آن هم به بیرون درز می‌کند؛ سوالی که مطرح است این است که رد صلاحیت شدگان یا کسانی که به‌اصطلاح صلاحیتشان احراز نشده، چه اشکال و تناقضی را مطرح می‌کنند و این تناقض بر روی رژیم ولایت‌فقیه به چه نحوی عمل می‌کند؟

واقعیت این است که فاشیسم دینی از روز اول ادعایش این بوده که بر اساس شرع بنا و تأسیس شده و هر چه را که شرع می‌گوید، بی‌کم و کاست همان قانون است و همان را اجرا می‌کند. بر همین اساس بود که وقتی خمینی حاکم شد روی تمام دستگاه قضایی و دادگستری و قوانین مدرن که ربطی هم به رژیم شاه نداشت و محصول پیشرفت بشر و تمدن بشری در این حوزه بود، خط بطلان کشید و گفت: قانون یعنی شرع! شرع هم یعنی آخوند و ته خط یعنی ولی‌فقیه که حاکم مطلق‌العنان جان و مال و ناموس مردم است.

اکنون ولی‌فقیه از طریق شورای نگهبان دست نشان خودش، این دستگاه را از پایه و ریشه می‌زند، اما چگونه و چطور؟ این قضیه و این تناقض در جریان رد صلاحیت یا عدم احراز صلاحیت حسن خمینی بیرون زد. به این صورت که حسن خمینی را چند تن از مراجع حوزه تأیید کردند و به به‌اصطلاح اجتهاد او رأی دادند و هیچ‌کس از مراجع هم این را رد نکرد.

شرط مجتهد شدن و مجتهد شناخته شدن در نظام آخوندی این است که مراجع و مدرسان حوزه به فرد به‌اصطلاح «اجازه» اجتهاد بدهند و گواهی کنند که او مجتهد است. حسن خمینی هم در نامه اعتراضی سرگشاده چند روز پیش، روی همین دست گذاشت و ضمن اشاره به این‌که مرا بزرگان و مراجع تأیید صلاحیت کرده‌اند نوشت: «اینکه بعضی از… فقهای شورای نگهبان نتوانستند از شهادت علمای اعلام که بر بسیاری از ایشان سمت استادی دارند… صلاحیت علمی مرا احراز کنند حداقل برای من و بسیاری دیگر جای تعجب دارد».

در واقع به آنها می‌گوید شما که اسم خود را فقیه و فقهای شورای نگهبان گذاشته‌اید، مگر غیر از این است که اعتبار خود را از همین مراجع گرفته‌اید و آنها شما را تأیید کرده‌اند؟ پس چطور است که الآن حرف آنها را قبول ندارید و می‌گویید باید امتحان بدهم؟! پس معلوم است که قضیه نه شرع است و اجتهاد و نه صلاحیت و غیره، بلکه مسأله تنها سیاسی است.

همین موضوع و همین تناقض را یکی دیگر از کسانی که رد صلاحیت شده، یعنی آخوند حجتی کرمانی که آخوند شناخته شده‌ای است، مطرح کرده و در نامه‌یی که دیروز منتشر شده، نوشته: «چه کسی شک دارد که ردّ یا عدم قبول امثال این حقیر، جنبه فقهی ندارد و صددرصد سیاسی است. کاش سیاسی بود! ضدّ سیاسی است! یعنی بی‌سیاستی است».

و در توضیح این بی‌سیاستی نوشته: «احترام امامزاده با متولّی است… وقتی شورای نگهبان احترام مرجعیت را ندارد چه توقعی است (از دیگران) ؟». راست می‌گوید، چون خامنه‌ای و شورای نگهبان با این کار، ریشه دستگاه ولایت‌فقیه را زدند و اثبات کردند که همه اینها بازی سیاسی است و توسل به شرع و فقه و فقیه تنها برای حفظ قدرت و حفظ دیکتاتوری و استبداد سیاه زیر پرده دین است.