کل نماهای صفحه

۲۹ شهریور ۱۴۰۲

قیام سراسری ۱۴۰۱ – لرزه سنگین بر بنای پوسیده دیکتاتوری ولایت فقیه در ایران- فصل سوم

 قیام سراسری ۱۴۰۱ – لرزه سنگین بر بنای پوسیده دیکتاتوری ولایت فقیه در ایران- فصل سوم

فصل سوم – کشتار و سرکوب مردم توسط مأمورین خامنه ای در قیام سراسری ۱۴۰۱

در فصل سوم سلسله مقالات پیرامون قیام سراسری ۱۴۰۱، با عنوان لرزه سنگین بر بنای پوسیده دیکتاتوری ولایت فقیه که توسط همکاران کانون حقوق بشر ایران تدوین شده است، به کشتار و سرکوب مردم توسط مامورین خامنه ای در قیام سراسری ۱۴۰۱، می پردازیم.

عوامل و مأمورین سرکوبگر خامنه ای که در ۴ دهه گذشته هرگونه قیام و اعتراض مردمی را با قتل و کشتار و بگیر و ببند سرکوب کرده و پاسخ داده اند، در قیام سراسری ۱۴۰۱ نیز از هر شیوه و ترفندی برای ارعاب مردم و خاموش کردن قیام استفاده کردند.

از کشتن در خیابان گرفته تا قتل زیر شکنجه، از اعدام گرفته تا قتل های مخفیانه، از کور کردن با تفنگ های ساچمه ای گرفته تا شکنجه و نقص عضو در زندانها، از تجاوز جنسی گرفته تا دیگر حرمت شکنی ها علیه زن و مرد ایرانی، از دستگیری در ابعاد گسترده گرفته تا اخراج و تبعید، علیه مردم بصورت گسترده استفاده کردند تا صدای آزادیخواهی و اعتراض علیه دیکتاتوری را خاموش کنند.

بی گمان اصلی ترین و محوری ترین شیوه بکار گرفته شده توسط نهادهای سرکوبگر در قیام سراسری ۱۴۰۱ دستگیری گسترده معترضین در شهرهای مختلف ایران، بود. براساس آمار و اطلاعات گردآوری شده، طی ۶ ماه بیش از ۳۰ هزار از قیام کنندگان بازداشت شده و روانه شکنجه‌گاهها شدند.

خامنه ای با دستگیری های گسترده همراه با شلیک و کشتار، تلاش کرد تا کنترل شهرها از دستش خارج نشود و مانع گسترش قیام مردم گردد.

برای این منظور با استفاده از نفوذ مأمورین لباس شخصی و بسیجی‌ها در بین قیام کنندگان و دوربین های مخفی منصوب در خیابانها و اماکن عمومی اقدام به دستگیری های گسترده در حین تظاهرات و تجمعات و پس از آن با حمله و هجوم به خانه و محل های کار، اقدام به دستگیری مردم نمود و سپس و با پخش اخبار مربوط به دستگیری، تجاوز و شکنجه در زندانها، در پی آن بود تا ترس و وحشت را بر جامعه حاکم کند.
هدف خامنه‌ای، کنترل قیام و خاموش کردن تدریجی آن با پرداختن کمترین هزینه از جانب حاکمیت بود.

۱. دستگیری های گسترده

در جریان قیام سراسری ۱۴۰۱ بی تردید اصلی ترین روش پاسداران و مأمورین سرکوبگر خامنه ای برای مهار قیام، دستگیری های گسترده بود که آمار آن دستکم ۳۰ هزار نفر برآورد میشود. این دستگیریهای گسترده همه اقشار جامعه از جوانان، دانشجویان، اساتید دانشگاهها، وکلا، پزشکان، خبرنگاران، ورزشکاران و روزنامه نگاران را دربرگرفت.
براساس یک گزارش دستکم ۱۸۶ نوجوان و بیش از ۶۰۰ دانشجو، توسط مأمورین ربوده شدند.

۲ . کشتار قیام کنندگان در خیابانها و شکنجه‌گاه

بیش از ۷۰۰ نفر در جریان قیام سراسری ۱۴۰۱ یا با شلیک مستقیم مأمورین و پاسداران خامنه‌ای و یا زیر شکنجه جان خود را از دست دادند. البته برخی منابع این آمار را بین یک و نیم و حتی دو برابر تخمین می زنند.
در میان جانباختگان، دستکم ۷۵ تن از آنان را کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال تشکیل می دهند.

اسامی شماری از جانباختگان راه آزادی که کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال هستند، به این قرار است:

شماری از جانباختگان راه آزادی که کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال در قیام سراسری ۱۴۰۱

شماری از جانباختگان راه آزادی که کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال در قیام سراسری ۱۴۰۱

امیرعلی فولادی، امین معرفت، پویا شیدا، سینا لوح موسوی، احسان علی‌بازی، پویا احمدپور پسیخانی، سیاوش محمودی، محمداقبال شهنوازی، محمدجواد زمانی، سامر هاشم‌زهی، امیرحسین بساطی،‌ موسی آنشینی، محمدرضا سروری، ابوالفضل آدینه زاده، آروین ململی گلزاری، هستی نارویی، صدف موحدی، میلاد سعیدی، کیان پیرفلک، سپهر مقصودی، مانی طریق و محمدآریان خوشگوار
عمده جانباختگان، یعنی چیزی نزدیک به ۵۰۰ نفر بر اثر شلیک مستقیم در خیابانها کشته شدند.

نزدیک به ۱۰۰ نفر از دستگیر شدگان قیام سراسری ۱۴۰۱ که زیر شکنجه جان خود را از دست دادند و حدود ۱۰۰ نفر نیز بر اثر ضربات باتوم به سر و یا ناحیه های حساس بدن، به شهادت رسیدند.

زندانیان سیاسی و جانباختگان راه آزادی محسن شکاری، سیدمحمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجیدرضا رهنورد، صالح میرهاشمی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی
۷ نفر از جوانان بازداشتی در قیام سراسری ۱۴۰۱ نیز به دار آویخته شدند که اسامی آنها عبارت است از:
‌محسن شکاری، سیدمحمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجیدرضا رهنورد، صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی

جوانان بازداشتی در قیام سراسری ۱۴۰۱ نیز به دار آویخته شدند

عده‌ای همچون یلدا آقافضلی و عرشیا امامقلی علمداری هم بطرز مشکوکی پس از آزادی از زندان به فاصله کوتاهی جان باختند.
رسانه های تبلیغاتی خامنه ای تلاش کردند با فشار و تهدید خانواده جانباختگان، علت کشته شدن شماری از معترضان را خودکشی، بیماری زمینه ای و تصادف اعلام کنند تا به این ترتیب، بر جنایت صورت گرفته، سرپوش بگذارند و آن را لاپوشانی کنند.

۳. شکنجه و ضرب و شتم معترضین

مأمورین آتش به اختیار خامنه‌ای، از ضرب و شتم در کوچه و خیابان گرفته تا روش های وحشیانه شکنجه در بازداشتگاهها، برای ایجاد ترس و وحشت در بین مردم به صورت بسیار گسترده ای استفاده کردند. نزدیک به ۵۰ تن از جانباختگان قیام سراسری بر اثر ضربات باتوم به سر و صورتشان و بیش از ۴۰ تن نیز زیر شکنجه، جان خویش را از دست دادند.

اسامی برخی از معترضین که با ضرب و شتم و شکنجه در بازداشتگاه ها به قتل رسیدند، به این قرار است:

مهسا امینی، سارینا اسماعیل زاده، امیر مصدق، دکتر مریم قربانی پور، فاطمه رحیمی، محسن شجاعی برجویی، امیررضا همت آزاد، علیرضا حسینی‌نژاد، فاطمه فتح الله پور، امیرحسین مهدوی، نیکا شاکرمی، سیدمحسن موسوی، فرید ملکی، آرنیکا قائم مقامی، سینا ملایری، نگین عبدالملکی، صدف موحدی، سارینا ساعدی، نگین صالحی، پارمیس همنوا، فرزانه کاظمی، رسول حدادی، نسرین قادری، علیرضا کریمی، پگاه غواصیه، ماریا غواصیه، غزاله قاسمی، سامان رحمانی، منا چمنی، فاطمه رحیمی و عماد حیدری

پیکر بسیاری از این شهیدان، در حالی که سر و صورت و چهره‌هایشان بر اثر ضربات باتوم و یا شکنجه، آنچنان درهم کوبیده شده بود که دیگر قابل شناسایی نبودند، در ازای دریافت میلیونها تومان باج و یا تهدید خانواده‌هایشان به سکوت و عدم برگزاری مراسم تشییع و تدفین، برای خاکسپاری تحویل داده شد.

شرح ماجرای شکنجه‌های وحشیانه اعمال شده بر این زنان و مردان که تنها در پی آزادی پا به خیابان نهاده و علیه دیکتاتوری فریاد زده بودند، در این مجال نمی‌گنجد. اما روشن است که تمامی عاملان و آمران کشتار فرزندان مردم ایران، باید بدست عدالت سپرده شوند.

۴. تجاوز جنسی

از دیگر روش های معمول و شناخته شده جنایتکاران حاکمیت دیکتاتوری ولایت فقیه، شکنجه بوسیله تجاوز جنسی در شکنجه‌گاهها بود که در این قیام هم برای درهم شکستن روحیه زنان و مردان، بصورت گسترده از آن استفاده کردند. بسیاری از بازداشتی‌ها در قیام سراسری ۱۴۰۱، پس از آزادی، از شدت فشار ناشی از این شکنجه، دست به خودکشی زدند و عده بیشتری سکوت پیشه کرده‌ و افشای آن را به زمان مناسبتری موکول نموده‌اند.

ضرب و شتم و آزار جنسی زنان و دختران جوان، شدیدتر بوده است. تصویربرداری از صحنه تجاوز جنسی روش دیگری برای باج گیری عوامل سرکوب خامنه‌ای بود تا به این ترتیب قربانیان را به سکوت وادارند.

۵. نابیناکردن سیستماتیک معترضان

مأموران سرکوبگر در شهرهای مختلف، بصورت سیستماتیک و هدفمند، به صورت و چشم معترضین گلوله های ساچمه ای شلیک کردند. بر اثر این شلیک‌ها، صدها تن از معترضین یک و در نمونه‌هایی هر دو چشم خود را از دست داده و نابینا شدند.

۶. اختلال گسترده اینترنت

از دیگر اقدامات سرکوبگرانه خامنه ای اختلال گسترده در شبکه اینترنت بود. در روزهای اول قیام، اتصال‌ها به اینترنت در ایران به ۶۷ درصد میزان معمول کاهش داده شد. در روزهای بعد اینترنت موبایل و خطوط تلفن همراه در بخش‌های گسترده‌ای از ایران قطع شد. رسانه اجتماعی اینستاگرام و پیام‌رسان واتس‌اپ نیز در ۳۰ شهریور فیلتر شدند.

گوگل نیز بمدت دو روز از دسترس خارج شد. همچنین اختلال گسترده‌ای در دسترسی به اینترنت رخ داد که بزرگ‌ترین اختلال در اینترنت ایران از زمان قطعی کامل اینترنت در ۱۳۹۸ بود.

روز اول مهر زارع‌پور، وزیر ارتباطات در این باره گفت: «به خاطر مسائل امنیتی و برخی از بحث‌هایی که این روزها در کشور وجود دارد، ممکن است گاهی اوقات محدودیت‌هایی توسط دستگاه‌های امنیتی تصمیم‌گیری و اعمال شود». وی افزود «در روزهای اخیر در برخی نقاط و برخی ساعات محدودیت‌های مقطعی وجود داشته است».

روز ۵ مهر اینترنت را در بسیاری نقاط کشور بطور كامل قطع کردند. روز ۲۲ مهر قطعی گسترده اینترنت در بسیار از نقاط کشور ادامه یافت آنقدر که اعتراضات جهانی علیه این اختلال بالا گرفت. عفو بین‌الملل در یک توییت اعلام کرد: «سرکوب مرگبار اعتراضات در ایران نیازمند یک اقدام فوری بین‌المللی است.

عفو بشدت نگران اخلال مقامات ایرانی در دسترسی به اینترنت و شبکه‌های تلفن همراه است، ما از رهبران جهان در مجمع عمومی ملل متحد می‌خواهیم که اقدامی فوری انجام دهند و مقامات ایران را تحت فشار قرار دهند تا از کشتار و مجروح کردن بیشتر معترضان زیر پوشش تاریکی جلوگیری کنند».

شورای اروپا با انتشار بیانیه‌ای از جمهوری اسلامی ایران خواست که سرکوب خشونت‌‌آمیز اعتراضات کشور را فورا متوقف و دسترسی شهروندان به اینترنت و گردش آزاد اطلاعات را تضمین کند.

ادامه دارد…

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

قیام سراسری ۱۴۰۱- لرزه سرنگونی بر دیکتاتوری ولایت فقیه قسمت چهارم- درس های قیام سراسری ۱۴۰۱

 قیام سراسری ۱۴۰۱- لرزه سرنگونی بر دیکتاتوری ولایت فقیه قسمت چهارم- درس های قیام سراسری ۱۴۰۱

فصل چهارم ( پایانی ) – درس‌های قیام سراسری ۱۴۰۱

با گذشت یکسال از قیام سراسری مردم ایران در سال ۱۴۰۱ در فصل پایانی این سلسله مقالات، ضروریست که نگاهی به تجارب و درس‌های آن داشته باشیم تا بتوانیم با بهره گیری از آنچه پشت سر گذاشتیم، برای آنچه در پیش رو داریم، آمادگی کسب کنیم.

گستردگی قیام در نقاط متعدد شهرهای مختلف، در قیام سراسری ۱۴۰۱ تجربه بسیار مثبتی بود که استمرار اعتراضات را تا ماهها تضمین کرد. در مقابله با چنین گستردگی بود که خامنه ای به روش سرکوب محله محور روی آورد.
خامنه ایی از هر جرقه احتمالی بر بشکه باروت آماده انفجار اعتراضات اجتماعی وحشت دارد، از اینرو به شدت کنترل می‌کند که موجبات جرقه خوردن این بشکه باروت، ایجاد نشود.

ایران – بشکه باروت آماده انفجار

۱ – ظرفیت انفجاری جامعه

در قیام سراسری ۱۴۰۱ بار دیگر به قوی ترین شکل ممکن ثابت شد که اعتراضات موجود در ایران، همانند بشکه باروتی به وسعت کل کشور، هر لحظه آماده انفجار است و از هر جرقه ای میتواند حریقی به ابعاد قیام ۱۴۰۱ بلند شود.
این ظرفیت انفجاری محصول ۴ دهه سرکوب و کشتار، فقر و گرانی و فلاکتی است که این نظام بر مردم ایران تحمیل کرده است که این نظام به هیچ وجه قادر به از بین بردن زمینه‌ها و علل پدیدآورنده این ظرفیت نیست .

اَبُر بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی که یک شبه بوجود نیامده و یک شبه نیز از بین نخواهد رفت. این بحرانهای بزرگ که خامنه ای و کل حاکمیتش با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، محصول بیش از ۴۰ سال چپاول، اعدام، نادیده گرفتن مردم در سرنوشت خودشان و حذف نخبگان دلسوز جامعه است.

بنابراین نتیجه می گیریم که:

اول – باید همواره برای انفجار بشکه باروت نارضایتی های جامعه آماده بود که در هر زمان و مکانی، احتمال وقوع آن هست. بنابراین باید آن را استمرار و گسترش داد.

دوم – در هر مکان و در هر زمانی در صورت مواجه شدن با هر فرصتی برای آغاز قیام، باید با شعارهای اصلی قیام یعنی «مرگ بر خامنه‌ای» ، «قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» پا به میدان نهاد و سایرین را نیز به حضور فعال و اثرگذار، دعوت نمود.

سوم – باید مراقب باشیم که این ظرفیت عظیم انفجاری تنها به یک موضوع مشخص مثل حجاب اجباری یا مثلا گرانی سوخت یا حتی به فقر و فلاکت اقتصادی و … محدود نگردد. خواست اصلی مردم ایران که همواره اصل نظام را نشانه میروند، نابودی کامل دیکتاتوری با همه نهادها و ارگانهای آن و برقراری آزادی و دمکراسی (حاکمیت مردم)‌ و عدالت اجتماعی در ایران است. خواسته های دیگر همگی در چارچوب این خواست اصلی قابل اجرا هستند.

۲ – هماهنگی

جنایت کاران خامنه ای که همه امکانات و دارایی های مردم ایران در خدمت آنها قرار دارد بعنوان دشمنان مردم ایران برای سرکوب قیام کاملا هماهنگ عمل می کنند . طرح و برنامه مشخصی می ریزند و با ارتباطات فعال و سلسله مراتب فرماندهی که دارند به سرعت هر کجا که نیاز باشد نیروی سرکوبگر کسیل می کنند و همگی آنها تا دندان مسلح و مجهز می باشند.

در نتیجه در صفوف مردم و قیام کنندگان نیز باید چنین هماهنگی و همنوایی و برنامه ریزی وجود داشته باشد اگر نه محکوم به شکست است. قطعا لازمه چنین هماهنگی ارتباطات وسیع و تضمین شده است که با وجود تلفن همراه و گسترش اینترنت ماهواره ای تحقق آن کاملا ممکن است. مثلا اگر عوامل نظام به دانشگاه شریف لشگرکشی کردند باید در همان زمان، اعتراض را در دانشگاه های دیگر آغاز کرد.

یا مثلا اگر در میدان انقلاب معترضین با نیروهای سرکوبگر درگیر هستند، باید در میدان ولیعصر تجمع کرد و نیروی سرکوبگر را شقه نمود.
پس هماهنگی بعنوان یک ضرورت جدی، لازمه موفقیت است

۳ – گستردگی (تعدد نقاط)

برای استمرار قیام در روزها و مراحل اولیه، پراکندگی نقاط به تعداد بالا در هر شهر و استانی لازم و بسیار موثر است. زیرا سرکوب قیام را برای نیروی سرکوبگر، پیچیده و سخت می کند. کما اینکه قیام سراسری ۱۴۰۱ بدلیل داشتن همین ویژگی توانست مدت زمان زیادی در قیاس با قیام های قبلی ادامه پیدا کند.

در برابر شیوه سرکوب «محله محور» توسط ارگانهای سرکوبگر نظام، باید از روش گستردگی حضور در محله‌های مختلف بهره جست تا به این ترتیب نیروهای سرکوبگر را فرسوده و ناکارآمد کرد.

۴ – بکارگیری شیوه های گوناگون

اشکال گوناگون اعتراضات اجتماعی در قیام ۱۴۰۱ مثل اعتراضات کف خیابان، شعارهای شبانه بر بام خانه‌ها، اعتراضات در دانشگاهها، بازار، مدارس و مراکز تولیدی، باعث می شود که شعله های قیام همواره روشن نگه بماند و سرکوب آن با سرعتی که دیکتاتور در پی آن است، امکانپذیر نباشد.

اگر چه شیوه و شکل اصلی آن تظاهرات های خیابانی است اما شکل گیری اعتراضات در مدارس و دانشگاه ها نیز نقش تعیین کننده و محوری دارد. شعار شبانه در محله های مختلف، استفاده از تاریکی شب برای قیام و ایجاد راهبندان، همه و همه روشهایی هستند که میتوانند در استمرار قیام نقش مهمی داشته باشند.

ایران – بشکه باروت آماده انفجار

۵ -تمرکز در مناطق مناسب

خامنه ای در قیام ۱۴۰۱ از مناطقی مانند شهرهای کردنشین و شهرهای استان سیستان و بلوجستان وحشت داشت تا مبادا قیام کنندگان در آن مناطق اقدام به آزادسازی شهرها کرده و همان مناطق را سکویی برای پرش در کل کشور تبدیل نمایند بخاطر همین، اقدامات پیشگیرانه و سرکوبگرانه خود را با شدت هر چه تمام در این دو منطقه انجام داد تا مانع فروریختن حاکمیتش در این مناطق بشود.

از اینرو در هر قیام پیش رو، جوانان باید مناطق مستعد برای تمرکز قیام کنندگان را تشخیص داده و حاکمیت ِنیروهای ِسرکوبگر را در آن مناطق در هم بریزند تا امکان گسترش قیام، فراهم شود.

۶ – روحیه و انگیزه

انگیزه زنان و جوانان در قیام سراسری ۱۴۰۱ بدلیل سرکوب حقوق و آزادی‌هایشان از یکسو و از سوی دیگر بخاطر اینکه دقیقا می دانستند چه چیزی را نمی خواهند و در پی چه چیزی هستند، بسیار بالا بود. آنان به همین دلیل حاضر به گذشتن از جان خویش شدند و شمار زیادی از آنان جان باختند.

۷ – اتکا به خود

در قیام ۱۴۰۱ برغم حمایت های گسترده بین المللی و برغم تلاشهای گسترده ایرانیان خارج کشور، بار دیگر ثابت شد که عنصر تعیین کننده برای استمرار و موفقیت قیام، حضور مردم و جوانان در کف خیابانها، صحن دانشگاه ها و مدارس در شهرهای مختلف ایران است و بس.

یعنی با شعله ورتر ساختن قیام در میدان عمل است که استمرار و موفقیت آن تضمین میشود و چشم دوختن به هر پارامتری غیر از این برای تغییر در ایران، سرابی بیش نیست.
باور به این توانمندی و تکیه کردن به آن میتواند ما را در رسیدن به هدف یاری کرده و تغییر بنیادین در کشور عزیزمان ایران را محقق سازد.

روشن است که شرایط در ایران، تغییر کرده و بازگشتی به گذشته متصور نیست. بدلیل ماهیت پس مانده حاکمیت ولایت فقیه و اَبُر بحرانهایی همچون بيكاري، فاجعه آب، رشد بي حد نقدينگي و اختلاف بي‌سابقه طبقاتي که خامنه‌ای و کلیت حاکمیتش با آن روبرو هستند، و بدلیل شرایط انفجاری جامعه، هر چه زمان می گذرد و جلوتر میرویم، فرصت و شرایط به سود مردم ایران تغییر خواهد کرد.

به شرط آن که هوشیار باشیم و فرصت‌ها را از دست ندهیم و با شعار محوري «مرگ بر اصل ولايت فقيه» ، «مرگ بر ديكتاتور» و «مرگ بر خامنه‌اي» متحد و یکپارچه برای آزادی ایران حرکت کنیم.

پایان

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: