کل نماهای صفحه

۲۶ آبان ۱۴۰۲

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸ + ویدئوها ـ بخش دوم

 

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸ + ویدئوها ـ بخش دوم

برخی از اقدامات اعتراضی معترضین در قیام سراسری آبان ۹۸ در استانها و شهرها

پس از گران شدن قیمت بنزین، توده عظیمی از گرسنگان خشمگین به خیابانها سرازیر شده و اعتراضات خود را به شدیدترین صورت ممکن نسبت به دیکتاتوری و بیش از ۴۰ سال ستم و چپاول بروز دادند.

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸
شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸

۱ . استان تهران

از روز ۲۴ آبان شهرهای قلعه‌حسن‌خان (شهر قدس) و شهریار در استان تهران تجمعات اعتراضی را آغاز کردند.

روز شنبه ۲۵ ابان در تهران، شهرداری صالحیه مورد تهاجم جوانان قرار گرفت. هم‌چنین، بانک کوثر پرند از مراکز چپاول، توسط جوانانی که شعار «مرگ بر بسیجی» می‌دادند، به آتش کشیده شد.

در ملارد در جنوب تهران نیز جوانان یک پمپ‌بنزین را به آتش کشیدند. در تهرانپارس، جوانان یک اتوبوس نیروی انتظامی را واژگون کرده و آن را به آتش کشیدند.

در رباط کریم (جنوب تهران) مردم شهرداری این شهر را تسخیر و نیروی سرکوبگر و انتظامی را وادار به فرار کرده و شهر را در کنترل خود درآوردند. ۱۲بانک در این شهر به آتش کشیده شد. مردم پس از تسخیر شهرداری، روبه‌روی خیابان گرجی سنگربندی کردند.

در قلعه حسن‌خان جوانان در مقابله با یگان ویژه سرکوبگر یک خودروی یگان ویژه را واژگون کردند.

در شهریار مردم مأموران سرکوبگر تا دندان مسلح را که برای سرکوب به این منطقه اعزام شده بودند وادار به فرار کردند. همچنین نماد انگشتر خمینی را به آتش کشیدند.

در ۲۷ آبان در تهران، از صبح مردم و جوانان در نقاط مختلف از جمله تهرانپارس، تهران‌سر، خیابان و میدان انقلاب و دانشگاه تهران، خیابان مصدق، لاله‌زار، آریاشهر، خیایان کاشانی، بزرگراه محلاتی، اتوبان نیایش و… دست به تظاهرات زدند.

هم‌چنین اکثر مناطق شهریار، جنوب تهران، از جمله خادم آباد، شاهد شهر، نصیرآباد و اسدآباد شاهد درگیری و زدوخورد بین مردم و نیروهای سرکوبگر بود. نیروهای امنیتی برای مقابله با قیام مردم شهریار، یکانهای ویژه ضدشورش نوپو(نیروی ویژه پاسداران ولایتب) را وارد صحنه کرد، اما مردم با سنگ به مقابله برخاستند. چندین بانک از جمله بانک‌های مسکن، کوثر و ملت به آتش کشیده شد.

آتش زدن میدان انگشتر خامنه ای در قیام سراسری آبان در شهریار

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸
شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸

در دانشگاه تهران دانشجویان دست به تظاهرات زده و شعار می‌دادند «مرگ بر دیکتاتور، ملت گدایی می‌کند آقا خدایی می‌کند» و «بنزین گران‌تر شده، ولی‌فقیه وقیح‌تر شده».

در ۲۷ آبان در قلعه‌حسن‌خان(شهر قدس) مردم معترض ساختمان شهرداری، فرمانداری و بانک‌های قوامین، ملی، آینده، تجارت، پاسارگاد، اقتصاد، مهر، کشاورزی، رفاه، صادرات، پارسیان، سپه و مسکن، ساختمان نظام مهندسی، ساختمان آگاهی، تخریب و آتش زده شدند.

کمیته امداد خمینی و شهرداری منطقه یک، خیابان سرخه حصار شهرداری مرکزی، خیابان چهل و پنج متری دفتر نماینده شهر، دفتر امام جمعه و بیشتر فروشگاه‌های زنجیره‌ای جامبو، کوروش و رفاه در آتش سوختند.

در صادقیه تهران درگیری مردم با نیروهای انتظامی شدت داشت و در تمام نقاط این منطقه درگیری در کوچه‌ها و خیابانها با نیروی انتظامی ادامه داشت. در نقاط متعددی از این منطقه عکس‌های خامنه‌ای و روحانی آتش زده می‌شد.

روز سه‌شنبه ۲۸آبان در منطقه صادقیه تهران و تهرانپارس تظاهرات مردم به درگیری با نیروهای امنیتی منجر شد و ۲تن از تظاهرکنندگان کشته شدند. در دماوند و شرق تهران نیز تظاهرکنندگان ۶ بانک را آتش زدند.

در ملارد در جنوب تهران نیز، جوانان یک پمپ‌بنزین را به آتش کشیدند. در تهران پارس، جوانان یک اتوبوس نیروی انتظامی را واژگون کرده و آنرا به آتش کشیدند.

در تظاهرات ۶ روز مردم شهریار علیه دیکتاتوری، کل بانک‌ها توسط مردم به آتش کشیده شد. همچنین بسیاری از فروشگاه‌های وابسته به سپاه تخریب شد و پمپ بنزین‌ها به آتش کشیده شدند و بسیاری از خیابانها نیز توسط مردم بسته شد.

در جریان تظاهرات مردم علیه حکومت در اسلامشهر دفتر امام جمعه اسلامشهر، تخریب شد و خودروی وی نیز آتش گرفت. همچنین ۹۵ درصد بانک‌ها به طور کامل تخریب شدند.

۱۴۷درگیری در یک روز درجریان قیام سراسری آبان در تهران

ذوالنوری، رئیس کمیسیون امنیت مجلس گفت: «مثلاً ما روز یکشنبه فقط در تهران ۱۴۷درگیری داشتیم. در سراسر کشور در یک روز ما ۸۰۰نقطه درگیری داشتیم که توان نیروها را تقسیم کنند. اینها آموزش دیده بودند. موتورسوارهای آنها خیلی‌ها مسلح بودند. یک کلانتری که ۲۰۰یا ۳۰۰قبضه بیشتر کمتر اسلحه تویش تسخیر کلانتریها را دنبال بودند اگر کلانتری تسخیر بشود و ۳۰۰-۴۰۰قبضه اسلحه بیفتد دست آدم‌های اینجوری چه اتفاقی می‌افتد؟» (شبکه خبر ـ ۶ آذر۹۸)

فرماندار شهریار، از مجروح شدن بین ۶۰ تا ۷۰نفر در جریان اعتراض‌ها در یک روز خبر داد».(خبرگزاری ایرنا ۲۵آبان ۹۸)

۲ . استان فارس (شیراز)

روز یکشنبه ۲۶ آبان در شیراز، مردم پاسگاه گلدشت معالی‌آباد را به آتش کشیده و با خالی کردن یک کامیون سیمان در اتوبان متنهی به این شهر، آن را مسدود کردند. هم‌چنین مراکز سرکوب و چپاول از جمله ۱۲بانک توسط جوانان به آتش کشیده شد. کلانتری سلطان‌آباد و همزمان ماشین پژوی رئیس کلانتری نیز در آتش سوخت. مردم با هجوم به دفتر امام‌جمعه و نماینده خامنه‌ای، آن را به آتش کشیدند.

از صبح روز دوشنبه ۲۷آبان ۹۸ جوانان شیراز، پمپ‌بنزین زیباشهر را آتش زدند. دانشجویان در دانشگاه شیراز لاستیک‌ها را آتش زدند تا مانع هجوم مأمورین سرکوبگر بشوند.

مردم  بسیاری از بانک‌ها را که از مظاهر چپاول اموال مردم است به آتش کشیده و فروشگاههای زنجیره‌ای متعلق به سپاه پاسداران تخریب نموده و به تصرف خودشان درآوردند. شماری از کلانتریها به دست مردم و جوانان افتاد.

در همان سه روز اول در تظاهرات مردم در این شهر بیش از ۱۰۰ بانک توسط مردم به آتش کشیده شد. ساختمان چند طبقه جهاد دانشگاهی نیز توسط تظاهرکنندگان به آتش کشیده شد.

رئیس حوزه علمیه استان فارس، محمد استوار میمندی گفت: «به چهار مدرسه علمیه در این استان تعرض شده است و یکی از مدرسه‌های علمیه در شیراز به طور کامل خراب شد».

همین فرد درباره حوزه‌های علمیه دیگر شهرهای استان فارس گفت: «حوزه شهرستان کازرون آسیب دید و ۳ دستگاه خودرو و ۸ دستگاه موتور و چندین دوچرخه در آتش سوخت و حوزه علمیه بلوار احمدی در جنوب شیراز در آتش تظاهرکنندگان سوخت. حوزه علمیه در حوزه شهر گویم که در حومه شیراز قرار داشت به همراه دو دستگاه خودرو پراید متعلق به طلبه‌ها در آتش سوخت».

صبح روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ هنگامی که دو نفر از فرماندهان سپاه فجر شیراز، مشغول ابلاغ دستور به عناصر تحت فرمان خود، جهت شلیک به تظاهرکنندگان و معترضان بودند، توسط افسر نیروی انتظامی هدف قرار گرفتند و کشته شدند. این عمل افسر نیروی انتظامی باعث جان‌باختن خود وی نیز شد

روز ۲۸ آبان در شیراز و شهرهای تابعه، از جمله شهرک صدرا، بانکها به آتش کشیده شد و تمامی دوربینهای مداربسته امنیتی از بین رفت و یا از کار افتاد. درگیریهای شدیدی تا پاسی از شب گذشته در خیابانهای عفیف آباد، جاده کمربندی قران، جاده بوشهر، چهارراه زند و فلکه نمازی در جریان بود. مردم مواد غذایی بین جوانانی که در صحنه حضور داشتند توزیع میکردند .

در گزارشی از وضعیت شیراز چنین آمده است:

«خامنه‌ای سرمایه‌گذاری‌اش بالایی در شیراز کرده بود، اما شکست خورد. باور کنید اگر باران نمی‌آمد دولت به‌طور کامل در شیراز سقوط می‌کرد. چندین نقطه امنیتی (کلانتری و حوزه مقاومت بسیج) در شیراز خلع‌سلاح شد. امام جمعه صدرا در حد مرگ از دست مردم کتک خورد. حتی مردم در منطقه صدرا هلیکوپتری را گرفتند ولی قبل از آتش زدنش با هجوم بالای مأمورین مواجه شدند. مردم شیراز به دستکم ۵ مرکز نظامی یعنی پادگان زرهی، پایگاه بسیج صدرا، کلانتری معالی آباد، کلانتری گلشن هجوم بردند».

حمله با هلیکوپتر به شهرک  صدرا در قیام سراسری آبان در شیراز

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸
شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸

۳ . قیام سراسری آبان در استان خوزستان

اعتراضات از بعدازظهر روز جمعه ۲۴ آبان در شهرهای مختلف استان خوزستان ابعاد گسترده‌ای به خود گرفت. مردم در شهرهای اهواز، خرمشهر، اندیمشک، دزفول، بهبهان، سیرجان و ماهشهر دست به تظاهرات‌ زده و با آتش زدن لاستیک، خیابان‌ها و جاده‌ها را مسدود کردند.

در بهبهان مردم شعار می‌دادند: «ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» و جوانان چند بانک و‌ چند کلانتری را به آتش کشیدند.

به گفته معاون فرماندهی انتظامی خوزستان یکی از مأموران انتظامی در درگیری با مردم کشته شده  و ۲تن دیگر مجروح شدند.

در ماهشهر روز دوشنبه ۲۷ آبان، شمار زیادی از تظاهر‌کنندگان، از جمله ۲زن، در شهرک جراحی از توابع بندرماهشهر جان باختند. در شهرک کوره از توابع ماهشهر نیز درگیریهای شدیدی میان مردم و نیروهای امنیتی رخ داد. در ادامه درگیری بین تظاهرکنندگان و مأمورین انتظامی و سپاه در ماهشهر، درگیری مسلحانه شد و نیروهای سرکوب‌گر به‌رغم وارد کردن تانک به صحنه نتوانستند مانع تجمع مردم شوند.

درگیری در ماهشهر به ترتیبی بود که در دوشنبه شب ۲۰ نفر از تظاهرکنندگان به دست نیروهای امنیتی کشته شدند. همچنین ۶ بسیجی نیز در شهرک جراحی کشته شدند. در حرکت مردم از جراحی به ماهشهر تجمع مردم توسط نیروهای امنیتی تیرباران شدند و بسیاری کشته و مجروح شدند. دو تن از کشته شدگان زن بودند.

کشتار تظاهرکنندگان در نیزار ماهشهر

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸
شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸ – کشتار ماهشهر

در جریان قیام سراسری آبان در خرمشهر، سه خودروی انتظامی توسط جوانان به آتش کشیده شد.

در بهبهان تظاهرات مردمی از روز ۲۴آبان از چهارراه بانک ملی شروع شد. زن و مرد، پیر و جوان در چهارراه بانک ملی تجمع کرده بودند. مردم شعار می‌دادند: «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران»، «بنزین گرونترشده، فقیر فقیرتر شده» و «ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد».

روز شنبه ۲۵آبان، مردم و جوانان از ساعت ۹.۳۰ صبح به چهار راه بانک ملی آمدند. تظاهرات تا ساعت ۱۱قبل از ظهر با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر دیکتاتور و توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه ادامه پیدا کرد.

قیام سراسری آبان در بهبهان و در آتش سوختن بانک‌ها

ساعت۱۲ظهر شنبه، شعبه بانک ملی، قدیمی‌ترین بانک حکومتی در بهبهان که چند طبقه بود، به آتش کشیده شد. بعد از آن بانک سپه به آتش کشیده شد. سپس جوانان و مردم به‌سمت بانک صادرات رفتند که آن هم در آتش به‌طور کامل سوخت و ساختمانش فرو ریخت. روبه‌روی بانک در آن طرف خیابان، دو بانک به‌نام بانک کشاورزی و بانک پاسارگاد تخریب شد.

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸
شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸

از ساعت یک بعدازظهر، تیراندازیهای مستقیم و شلیک گاز اشک‌آور در خیابان معلم و جوانمردی و خیابان مسجد بردی، شروع شد و در ساعت۴عصر درگیری‌ها در خیابان‌ها شدت پیدا کرد.

درگیریهای مردم و جوانان با پاسداران، تا چهار راه هلال احمر و چهارراه بیمارستان ادامه پیدا کرد و از فلکه بیمارستان به فلکه مراحل و خیابان پیروز کشیده شد. هیچ اداره‌ای در شهر سالم نمانده بود. اداره امور مالیاتی هم که مردم و کسبه از آن دل پری داشتند، تخریب شد.

در بهبهان حکومت نظامی بود و قدم بقدم پاسداران نقابدار و مسلح در چهارراهها و ورودی و خروجی شهر ایستاده بودند.

۴ . قیام سراسری آبان در استان اصفهان

روز شنبه ۲۵ آبان در زینبیه اصفهان اعتراضات به اوج خود رسید و معترضین اقدام به آتش زدن لاستیک کردند. در این بین نیروهای امنیتی با مردم درگیر شدند. مردم به حوزه علمیه حمله کرده و آن‌را به آتش کشیدند. شاهین شهر و قهدریجان نیز صحنه اعتراض مردم بود. مردم شعار میدادند : «آسید علی ببخشید، دیگه باید بلند شید» ، «سید علی حیا کن، مملکتو رها کن» ، «نه غزه، نه لبنان».

در جریان قیام سراسری آبان در یزدانشهر، مردم در روز دوشنبه ۲۷ آبان ۹۸، کلیه بانکهای ملی و صادرات و همچنین ساختمان شهرداری و حوزه علمیه و قرض‌الحسنه این شهر را به آتش کشیدند. در یزدانشهر هنگام درگیری بین مردم و نیروهای سرکوب، معاون کلانتری شهر به همراه یک مأمور به‌دست مردم کشته شدند.

در قیام سراسری آبان در فریدون‌شهر اصفهان در تاریخ ۲۸ آبان ۹۸ مردم معترض در تظاهرات، ساختمان شهرداری و دو بانک این شهر را آتش زدند.

در مرکز اصفهان نیز یک فروشگاه زنجیره‌یی سپاه به آتش کشیده شد.

در خمینی شهر (سده سابق) درگیری بین جوانان و مزدوران انتظامی در جریان بود و مردم بانکها را آتش زدند.

۵ . قیام سراسری آبان در استان البرز (کرج)

شامگاه ۲۶آبان چند هزار نفر در فردیس کرج تظاهرات کردند. فلکه اصلی فردیس به‌دست مردم افتاد. یک پایگاه بسیج و یک بانک به آتش کشیده شد. مردم تمام خیابان‌ها را با گذاشتن موانع بستند و سنگربندی کرده و آتش روشن کردند.

در برخی از نقاط گله‌های پاسداران و مزدوران از برابر مردم فرار کردند. مأمورین و پاسداران از پشت بام‌ها با کلاش به سمت مردم شلیک کردند. مردم با سنگ و چوب و هر چه در دسترس داشتند از خود دفاع کردند.  بسیاری از مراکز سرکوب و چپاول این شهرستان به آتش کشیده شده است. شامگاه ۲۷آبان تظاهرکنندگان، اتاق بازرگانی را در بلوار مهرشهر کرج آتش زدند.

سه‌شنبه ۲۸ آبان ۹۸ تظاهرکنندگان یک مرکز بسیج که در سرکوب تظاهرات نقش عمده به عهده داشت را آتش زدند.

گزارش از شهر کرج در جریان قیام سراسری آبان حاکی از این بود که تنها ۲ پمپ بنزین در سطح شهر سالم باقی مانده است.

شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸
شورش گرسنگان در قیام سراسری آبان ۹۸

۶ . قیام سراسری آبان دراستان کرمانشاه

در کرمانشاه مأموران انتظامی به مردم که در میدان آزادی این شهر تجمع کرده بودند با گاز اشک‌آور حمله کردند. مردم نیز در یک کیوسک انتظامی را به آتش کشیدند. هجوم ماشینهای آب‌پاش به جایی نرسید و آنها در مقابل هجوم مردم پا به فرار گذاشتند.

روز سه شنبه ۲۸آبان مردم معترض در منطقه بلوار دولت‌آباد، دیزل‌آباد و خیابان مصدق تظاهرات کردند و با مأموران درگیر شدند. بازار کرمانشاه نیز در این روز تعطیل بود. همچنین در همین روز ۳ نفر از مأموران انتظامی و بسیج توسط تظاهرکنندگان کشته و تعدادی از مأمورین نیز مجروح شدند. در کرمانشاه تظاهرکنندگان یک مرکز سپاه و ده‌ها بانک را آتش زدند.

در اسلام‌آباد(کرمانشاه) در جریان قیام سراسری آبان درگیریهای گسترده‌ای بین جوانان شورشی و نیروهای سرکوبگر درگرفت. در گیلانغرب نیز مردم تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند.

در جوانرود نیز مردم در اعتراض به گرانی بنزین در میادین اصلی این شهر تجمع و اعتراض کردند.

علاوه بر آنچه ذکر شد، در شهرهای رشت، مشهد، قائمشهر، گرگان، خرم آباد، ایرانشهر، چابهار، تبریز، ارومیه، مریوان نیز صحنه تظاهرات و درگیری مردم با مأمورین بود. در جریان قیام سراسری آبان این شهرها نیز مردم به پمپ بنزین ها و بانکها هجوم برده و آنها را تخریب کرده و به آتش کشیدند.

ادامه دارد

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

افشاگری یک عضو حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در مورد خانه های امن سپاه پاسداران

 افشاگری یک عضو حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در مورد خانه های امن سپاه پاسداران

افشاگری یکی از سرگرده های خانه های امن سپاه پاسداران

ممکن است خودتان را معرفی کنید؟.

با عرض سلام خدمت شنوندگان وبینندگان محترم ، من یکی از پرسنل نیروهای  امنیتی در  یکی از شاخه های اطلاعات وامنیت سپاه هستم که در یک سال گذشته موفق به فرار از دست رژیم وخروج از کشور ونقل مکان به اروپا شدم.
طی فایل صوتی که د رچند روز گذشته از آقای منتظری از رسانه ها پخش شد تصمیم به این مصاحبه گرفتم .
هدفم از این مصاحبه این بود که به مردم ایران وارگانهای حقوق بشری وجوامع بین المللی وسایر مردم جهان  خاطراتم مربوط به ۲بخش شکنجه های زندانیان ایران ونحوه بازداشت در ایران توسط اطلاعات سپاه ونحوه برخورد با معترضین سالهای ۸۸ تا ۸۹ میباشد را باز گو نمایم .

من در خصوص قتل عام ها وشکنجه هیا سال ۶۷ اطلاعاتی در اختیار من نیست ولی اطلاعاتی  که دارم مربوط به شکنجه ها وکشتارهایی است که د رحال حاضر در زندانها وخانه های امن سپاه پاسداران دارد انجام میشود .

شما چگونه وارد اطلاعات سپاه پاسداران ، که یکی ازارگانهای جنایتکار جمهوری اسلامی ایران است، شدید ؟ 
ج : من از کودکی وارد بسیج واطلاعات بسیج شدم ودر همانجا اطلاعات لازمه را دیدم در سن ۱۲ سالگی آموزشهای مربوط به تک تیر اندازی باسلاح قناسه وکلاشینکف وکار با تی ان تی وچاشنی های مختلف را دیدم انواع تله های انفجاری را در همان سالها آموزش دیدم که به نظر من این یک نوع سو ءاستفاده از کودکان در مسایل نظامی ویک نوع کودک سربازی می باشد که توسط رژیم ایران انجام شد.
در خصوص کشتار سال 67 وقبلش اطلاع ندارم زیرا سیستم اطلاعات ایران هیچگونه خاطراتی را راجع به این افراد واین زندانیان افشاء نمی کند واز پخش این اطلاعات جلو
گیری میکند ولی دررابطه با کشتار در زندانهای ایران وبازداشتگاهها ی مخفی اطلاعهات سپاه که در حال حاضر انجام میشود اطلاعات قابل ملاحظه ای دارم که در اختیار شما میگذارم.
به نوار آقای منتطری اشاره کردید ،شما در قتل عام های 67  در ارگانهای امنیتی بودید و یا اطلاعاتی از آن قتل عام بعنوان جنایت علیه بشریت دارید  ؟

ج : من از کودکی وارد بسیج واطلاعات بسیج شدم ودر همانجا اطلاعات لازمه را دیدم در سن ۱۲ سالگی آموزشهای مربوط به تک تیر اندازی باسلاح قناسه وکلاشینکف وکار با تی ان تی  وچاشنی های مختلف را دیدم انواع تله های انفجاری را در همان سالها آموزش دیدم که به نظر من این یک نوع سو ءاستفاده از کودکان در مسایل نظامی ویک نوع کودک سربازی می باشد که توسط رژیم ایران انجام شد.
در خصوص کشتار سال 67 وقبلش اطلاع ندارم زیرا سیستم اطلاعات ایران هیچگونه خاطراتی را راجع به این افراد واین زندانیان افشاء نمی کند واز پخش این اطلاعات جلو
گیری میکند ولی دررابطه با کشتار در زندانهای ایران وبازداشتگاهها ی مخفی اطلاعهات سپاه که در حال حاضر انجام میشود اطلاعات قابل ملاحظه ای دارم که در اختیار شما میگذارم.
آیا شما  مواردی از قتل وشکنجه مخالفین سیاسی  رژیم آخوندی را شخصا در خانه های امن اطلاعات سپاه  شاهد بودید؟ 
ج : من از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۹۰ تا مهرماه 90 در داخل یکی از خانه های امن سپاه

زندگی میکردم وبعنوان مراقب آن خانه د رآنجا حضور داشتم علاوه بر این کار در روزهای خاصی که اطلاعات سپاه نیاز به ماموریتهایی داشت با آنها همکاری میکردم وبه ماموریت اعزام می شدم وپس  از ماموریت باز به خانه امن برمیگشتم در طول این ۵ سال تعداد ۴۷زندانی را شاهد بودم که به این خانه امن آوردند. نحوه دستگیری این زندانیان بدون حکم بازداشت صورت میگرفت به دلیل اینکه اگر این زندانیان زیر شکنجه کشته شدندبا سیستم اطلاعات تصمیم به حذف این زندانیان گرفت کسی از خانواده آنها نداند که این زندانی توسط سپاه در بازداشت بوده ومدعی جان زندانی از اطلاعات سپاه نشود. معمولا بصورت آدم ربایی این  زندانیان ربوده می شدند واز شیوه مسمومیت غذایی استفاده میکرد که عمدتا مربوط به سالهای ۸۸ تا ۸۹ بودند که وارد این خانه های امن شدند از شیوهای شکنجه های نامتعارف برای شکنجه وشیوه های نامتعارف قتل ها برای کشتار  آنها استفاده میشد .
منظور از قتل های نامتعارف  چیست ؟ چند نمونه را که شخصا خودتان شاهد بودید بفرمائید ؟
ج : اطلاعات وامنیت ایران ترجیح میداد به جای این که از تزریق سموم خاص یا طناب دار برای این زندانیان استفاده کند از گاز CO2 دراتاقهای گاز و کیسه های وکیوم برای خفه کردن زندانی با  CO2  تنفس خودشان آنها استفاده بکند که این یکی از بد ترین شیوه ها قتل زندانی محسوب میشود.  چرا که زندانی به مروز زمان دچار خفگی میشود و احساس کمبود اکسیژن میکند و  عذاب زیاد میشود.
روش بعدی که ازآن استفاده میکرد از برق بود .

روش بعدی از تزریق آمپولهای مثل انسولین بود که به اصطلاح به آن مرگ خاموش یا مرگ آرام هم میگویند چون فرد اول دچار خواب میشود به دلیل کمبود قند خون و به اغماء میرود وبعد از چند دقیقه دچار مرگ میشود.
جالب این است که هیچ یک از این زندانیان در هیچ جا  اسامیشان ثبت نمی شوند وپس از مرگ هم خانواده هایشان فکر میکردند که فرزندانشان ربوده شدند ویا گم شدند بعضا عکس آن را در داخل روزنامه هایی که درسطح کشور پخش میشد میدیدیم که خانواده های آنها اعلام مفقودی کرده بودند و این نشاندهنده این بود که حتی سیستم های اطلاعاتی اجازه کفن ودفن به این خانواده ها نداده و حتی اجساد اینها را هم تحویل نمی داد .
آیا روشها ی کشتار مخالفین سیاسی که بازگو کردید سیستماتیک بوده است و به این منظوربه بازجویان  آموزش داده میشد؟
ج : اصولا افرادی که از زندانیان بازجویی میکردند منظور از بازجو همان شخصی است که شکنجه را انجام میداد نه کسی که سوالها را می پرسید اصولا کسی که شکنجه ها را انجام می دهند ودست به بازجویی می زنند قبلا آموزشهای مربوط به شکنجه ها را دیدند وخود سیستم امنیتی این آموزشها را به آنها دادند ، اگر سیستم های امنیتی نمی خواسته که به این شیوه شکنجه نشوند هرگز این آموزشها را به این افراد نمی دادند.
در خصوص گزارش حتی به بعضی از پرسنل رده بالا چندین بار من به عنوان مسول آن خانه امن، گزارش دادم به فرماندهان اطلاعات سپاه ولی متاسفانه به من گفتند که اینها منافق هستند واین حکم الهی هست که اینها باید به این صورت مجازات وکشته شوند.
منظورتان از کلمه منافق  چیست میخواهم شما توضیح بدهید که ودر اطلاعات سپاه پاسداران ،منافق به چه کسی اطلاق میشد؟ اما به طور معمول واژه منافقین به مجاهدین خلق ایران اطلاق میشود در مورد آنها چه میدانید؟
ج : حکومت ایران یک نوع حکومت دموکراسی خاصی است آقای خامنه ای  میگوید که مردم حق انتخاب دارند ، درسته مردم حق انتخاب دارند ولی اگر مردم آن چیزی که خامنه ای انتخاب کرده انتخاب نکنند منافق هستند وکشته خواهند شد.
مردم بین اینکه منافق باشند کشته بشوند ویا اینکه زنده بمانند حق انتخاب دارند یا آنچیزی را انتخاب میکنند که رژیم می خواهد و زنده میمانند یا آن چیزی را ا نتخاب میکنند که رژیم نمیخواهد پس باید به حکم الهی کشته شوند

نفس تعریف واژه منافق هرکسی که به هر نحوی با طرز تفکر واید ئولوژی سران حکومتی مخالف باشد درزمینه های مختلف ، حقوق زنان برابری زن ومرد وغیره مخالف باشند منافق محسوب میشود چرا که با ایدئولوژی وطرز تفکر رهبری مخالف است وکسی که رهبری را قبول ندارد در ایران از نظر دستگاه اطلاعاتی خدارا قبول ندارد پس هم منافق است هم محارب وحکم الهی که همان شکنجه وقتل آن فرد است در خصوص آن فرد اجرا باید شود.جالبه که من در این سالیان که در دین اسلام مطالعاتی داشتم هرگزدر کلام الله مجید هرگز این واژه را ندیدم که منافق یا محارب باید شکنجه شود وکشته شود.
بنظرمن واژه منافقین زمانی به مجاهدین خلق اطلاق شد که گفتند جرم اینها چیست گفتند اینها منافق هستند ،گفتند چرا منافق هستند گفتند چون رژیم جمهوری اسلامی را قبول ندارند وخواستار یک حکومت دمکراتیک در داخل ایران هستند وحکومت دیکتاتوری را قبول ندارد  پس این واژه را به مجاهدین خلق نسبت دادند.
آیا میتوانید چند مورد شکنجه منجر به مرگ  مخالفین سیاسی را با نام یا بی نام توضیح بدهید؟
ج- در زمان ۸۸ و۸۹  این شکنجه ها وقتل ها به اوج خود رسید. از آنجائیکه من مسئول بازجوئی وقتل این افراد نبودم با نام اکثر این افراد آشنا نبودم وآنها را از روی چهره میتوانم شناسائی کنم وحتی چهره بعضی ازآنها تصاویرشان را داخل را درلپ تابم دارم ولی افرادی هم در بین آنها بودند که برای مثال میتوانم در مورد شکنجه ای که منجر به قتل ایشان شد در راجع به اگر ا شتاه نکنم راجع به  فردی بنام مهدی ستار نصب که در ۲۵ خرداد در میدان آزادی توسط نیروهای مقاومت بسیج دستگیر شده بود وتحویل ما داده شد تا ما او را به خانه های امن ببریم صحبت بکنم . این فرد زیر شکنجه های شدید بودولی بعد از ۵ روز متاسفانه بدلیل خونریزی داخلی جان خودش را از دست داد .
افراد دیگری هم بودند که هم به آنها تجاوز شد وهم مورد شکنجه های فیزیکی وشکنجه های روانی قرار گرفتند.
تاکتیکهای شکنجه هائی که استفاده میکردند به این دلیل نامتعارف بود که حتی دستگاه های تروریستی جهان مثل داعش هم از اکثر آن روشها آن استفاده نمیکند واین روش ها را ناپسند میدانند.

میتوانیم از این روشها باز داشتگاه های ۵۰در ۴۰ یا ۵۰ در ۵۰ را اسم برد باز داشتگاه های ۵۰در۵۰  طوری طراحی شدند که وقتی زندانی وارد آن میشود میتواند بایستد، این محل قابلیت تنظیم دما را دارد که اگثرا دمای آن را بعد از مدتی زیاد میکنند وبا ایجاد سروصدا مانع از خوابیدن زندانی میشوند ،بعضا آنها را میاورند بیرون کتک میزنند، آب میپاشند رویشان که خوابش نبرد تا مدتی طونی بتواند بیدار بماند.
یکی از روشهای شکنجه در زندانهای ایران همین اتاقهای ۵۰در ۵۰ و یا ۵۰ در ۴۰ میباشدکه باعث بیخوابی ایجاد استرس در فرد و شکنجه جسمی وروحی وروانی زندانیان میشوند.
شکنجه بعدی تجاوز به خود فرد است، شکنجه بعدی تجاوز به بستگان فرد جلوی فرد زندانی است که اعتقاد دارندباعث میشود غرور فرد شکسته بشود وضربه روحی وروانی به فرد وارد میشود.

در این موضوع میتوانم به سروان حسین زاده اشاره کنم که بعد از جریان 88 دستگیر شد سروان حسین زاده به جرم لغو دستور(دستور داده بودند که به نیروهایش دستور شلیک بدهند ظاهرا دستور شلیک نداده بود) به دلیل لغو دستور بازداشت شدند، از آنجا که دستگاه های امنیتی پیش بینی میکرد که نکنه این فرد با دستگاههای خارجی در ارتباط باشد، هم به خودش وهمه اعضای خانواده این فرد تجاوز کرد و سه نفر راهم به قتل رساندند. هنوز هم که چند سال از این ماجرا میگذرددستگاه های امنیتی ایران هیچ گونه اطلاعاتی در رابطه با قتل این فرد به  وخانواده این فرد  ندادند وهمچنان اسم او در لیست گم شدگان تهران واستانها هست وخانواده این فرد فکر میکنند که فرزندشان وخانواده فرزندشان توسط گروه های خارجی ربوده شده وبقتل رسیده است.

 

۲۷ مهر ۱۴۰۲

مهر جوئی وکارد آجین شدن او وهمسرش یاد آور قتل های زنجیره - نوه مصدق معصومه مصدق (یا: فیروزه مصدق) چگونه خفه وکارد آجین شد

  مهر جوئی وکارد آجین شدن او وهمسرش یاد آور قتل های زنجیره - نوه مصدق معصومه مصدق (یا: فیروزه مصدق) چگونه خفه وکارد آجین شد 








داریوش مهرجوئی هم بسبک ولائی کارد آجین شد وبقتل رسید 

شرح قتل نوه مصدق كبير توسط وزارت اطلاعات
كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها 25ارديبهشت: نیمه شب چهارم اردیبهشت 1377، در طبقه دوم خانه ویلایی شماره 9 کوی خزایی نیاوران جنایتی به وقوع پیوست. قرباني اين جنايت نوه مصدق، «معصومه مصدق» بود. پس از كشف جسد اين زن جستجوهاي وسيعي براي يافتن سرنخي از قاتل او صورت گرفت. از آنجایی که در ورودی خانه ویلایی، قفل و زنجیر بود، پلیس به این نتیجه رسید که عامل یا عاملان جنایت از پنجره قسمت شمال ساختمان که باز و کرکره‌اش بالا بود، وارد ساختمان شده ، نوه مصدق را غافلگیر کرده و با پیچاندن تکه‌های بریده شده پرده خانه به دور دست و پا و گردن زن مسن، وی را به قتل رسانده‌اند.
نوه مصدق که یک خانم بسیار سالخورده و بسیار بی آزار بود فریب بعضی از دوستان دوره خاتمی شد. وزارت اطلاعات خانم معصومه مصدق را تشویق کردند که برای فروش اموال و املاک خود به تهران بیاید بنابراین او هم بدین ترتیب با این فریب ها به تهران برگشت همسرش یک آمریکائی بود و او در آمریکا زندگی می کرد.
با بازگشت معصومه مصدق حذف فیزیکی این زن سالخورده در دستور کار قرار گرفت.

ترتیبات اجرای ترور و قتل با جزئیات:
- ابتدا فتوای کشتنش توسط ماموران حکومتی گرفته شد.
- موضوع در شورای عالی امنیت ملی تصویب شد.
- پرونده برای نهائی و اجرائی شدن به بخش امنیت وزارت اطلاعات داده شد.
- تیم های ترور طرح ها و جزئیات اجرای ترور را دادند.
ابتدا قرار بود که چون پیر و سالخورده است با طناب خفه شود، اما 2تن از اعضای سابقه دار وزارت اطلاعات پیشنهاد دادند که بخاطر خمینی و برای این که مصدق نوه اش را بسیار دوست داشت با کارد هم کشته شود تا درس عبرتی برای بقیه باشد و بترسند.
- نهایتا توسط فرمانده تیم ترور اوکی شد.
- تمامی راههای ورود به خانه شناسائی شد از آنجا که درب ورودی قفل و زنجیر داشت وزارت اطلاعات از طريق پنجره و درست در زمانی که پنجره باز است وارد خانه شوند و همین کار را کردند.
- ابتدا یک نفر بدون هیچ صحبتی دهانش را با دست گرفت بعد با پارچه ای تمامی دهنش را بستند برای اینکه کارها را براحتی وبا فرصت کافی و بدون مزاحمت انجام دهند یک پرده را پايین کشیدند و آن را تکه تکه کردند و با تکه های پرده که بسیار محکم هم بود بشکل طناب دست و پا ی او را بستند و تا می توانستند او را کتک زدند، بطوری که تمامی بدنش کبود بود. سپس او را با همان تکه های پرده خفه کردند. و سپس براي انتقام گيري او را با كارد تكه تكه و تمام كش كردند.

گزارش زیر بخشی از اخباری است که سرایدار به یکی از بستگان معصومه مصدق که شب قبل از کشته شدنش در خانه او بود داده است:
«آن شب معصومه، که پدربزرگش او را بسیار دوست می داشت و وی را "سوسو" می خواند، خیلی تشویش داشت. می گفت می ترسم به خانه ام بروم. پدرش خانه را به نام او کرده بود. ما گفتیم همینجا بمان. گفت نمی توانم چون در هر حال باید به خانه بروم. ما گفتیم تا بازگشتت به آمریکا همینجا بمان. دلیل ندارد که با تشویش و ترس در خانه خودت بمانی. سوسو سرانجام تصمیم گرفت برود به خانه خودش.
فردای آن شب، در ساعت ۱٠ بامداد 4اردیبهشت ۱۳۷۷، بختیار سرایدار خانه، به من زنگ زد و سراسیمه با صدایی دردآلود گفت: "آقای مهندس، خانم را کشتند، خانم را کشتند!" من که شاهد کشتن های دولتی زیادی در جمهوری اسلامی
بوده ام، ناباورانه از او توضیح خواستم کدام خانم را، کی؟ چگونه؟ او شرح داد که خانم صبح در اتاق خوابش را باز نمیکرد. او به نیروی انتظامی زنگ زده بوده و آنها وقتی آمدند و در اتاق را باز کردند، سوسو خانم را دشنه آجین شده
غرق در خون یافتند.
انگار او را اول کتک زده و زخمی کرده و بعد با طناب خفه کرده بودند. می گفت: "حالا آقای مهندس من چکار کنم؟ شما می آیید اینجا؟ ولی نیایید. نیروی انتظامی اینجا را قرق کرده..." روز بسیار بدی بود. همه این قتل های دولتی اعضای
خانواده من و دوستان نزدیکمان جلوی چشمم رژه می رفت. (سید حسن زعیم، دکتر حسین فاطمی، کریمپور شیرازی، سیامک زعیم، داریوش فروهر، پروانه اسکندری، جواد شریف، شمس الدین امیرعلایی و اکنون معصومه مصدق.)