کل نماهای صفحه

۱۶ دی ۱۳۹۵

خامنه ای اصلی ترین بازنده منطقه ای - شواهدی بر حذف ایران از بازی منطقه ای

خامنه ای اصلی ترین بازنده منطقه ای - شواهدی بر حذف ایران از بازی منطقه ای
چندین دهه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و فاصله گرفتن از صحنه سیاست بین الملل و موازنه قدرت در روابط بین الملل، روسیه، باردیگر به پا خاسته تا دوباره در بازی کشمکش های سیاسی به عنوان یک بازیگر عمده و موثر نقش آفرینی کند. ایالت متحده آمریکا از اواخر دهه هشتاد میلادی (دهه شصت شمسی) به عنوان تنها قطب جهانی مطرح بود. حالا، مسکو غبار آن سال ها را از خود زدوده و قصد دارد تا نقش مهمی در جهان ایفا کند. نیروی محرکه روسیه در این مسیر جاه طلبی های بزرگ ولادمیر پوتین، رئیس جمهور کنونی است که مشتاقانه در صدد ایجاد روسیه نوین و نیرومند است. روسیه ای که با توجه به متغیرهای سیاسی و اقتصادی بین المللی به نقش حاشیه ای و ناچیز یا نقش یک تماشاگر اکتفا نمی کند.
با نگاهی به متحدان روسیه –البته به این توصیف ایراداتی در اینجا وارد است- در منطقه خاورمیانه می توان نتیجه گرفت که ایران دستکم در وقت کنونی نزدیک ترین متحد منطقه ای روسیه و دیدگاه های این کشور است. این اشتراک نظر را به ویژه در خصوص موضع دو کشور در بحران سوریه و همکاری های روسیه و ایران در سوریه می توان ملاحظه کرد؛ یعنی از حمایت از رژیم سوریه گرفته تا هدف گرفتن مردم سوریه و تلاش برای فرونشاندن انقلاب مردم.
اما از موضوع ماه عسل بین دو کشور در وقت حاضر که بگذریم یک سؤال مهم مطرح می شود: آیا مسکو مورد اعتماد تهران است؟ به ندرت به گزارش یا تحلیلی در این مورد به خصوص برمی خوریم. من با آشنایی اندک به طرز تفکر و اندیشه ایرانیان با قاطعیت می توانم بگویم که سران سیاسی و فکری و ایدئولوژی گرای ایران به هیچ عنوان به مسکو اعتماد ندارند اما التقای منافع ایران با روسیه ایجاب می کند که تهران از مسکو در بحران ها بهره گیرد. تاریخ همواره در ذهن مردم و مسئولان کشوری در ایران زنده است. حضور روسیه در ایران از نظر تاریخی بار بسیار منفی دارد. ایران در دو جنگ بزرگ در نیمه نخست قرن نوزدهم میلادی از روسیه شکست خورد و بخش هایی از خاک ایران از این کشور جدا شد. ایران در اوایل قرن بیستم میلادی تحت نفوذ اقتصادی روسیه قرار گرفت. کما اینکه، ایران در دوره انقلاب مشروطه (1905-1911 میلادی) (1284-1290 شمسی) به دو حوزه نفوذ روسیه و بریتانیا تقسیم شد. حالا، اما دو کشور از روابط خوب سیاسی و اقتصادی برخوردارند. با این حال، زخم ها و آلام و دردهای تاریخ زدوده نمی شوند، و دیدگاه عمومی در ایران نسبت به روسیه تغییر نکرده است.
مهم تر اینکه روسیه به حجم خطر گشایش اقتصادی ایران به روی غرب پی برده است، به ویژه اینکه شرکت های آمریکایی و آلمانی و فرانسوی به محض تضمین پایبندی ایران به توافق هسته ای، آماده روانه شدن به سوی بازار سود آور ایران هستند. چنانچه روابط بین تهران و کشورهای غربی به روال عادی خود بازگردد ایران رقیب قوی روسیه در صادرات گاز به اروپا خواهد شد. احتمال وقوع چنین اتفاقی به دلیل موقعیت جغرافیایی و حجم تولید گاز طبیعی ایران بسیار زیاد است. البته، مسکو که هیچ گونه تمایلی به حتی فکر کردن به چنین احتمالی ندارد حالا که شواهد عملی تاکید کننده چنین امری است چه کاری از دستش ساخته است؟! کما اینکه، گاز ایرانی با توجه قیمت پایین و موقعیت جغرافیایی ایران گزینه اقتصادی و استراتژی مناسبی برای کشورهای اروپایی به حساب می آید. مهم تر اینکه، اروپایی ها با تعویض گاز روسیه با گاز ایرانی در واقع فرصتی برای خلاص شدن از این ورقه سیاسی و اقتصادی پیدا می کنند؛ چه اینکه، روسیه در هنگام بروز کوچک ترین اختلافی با اروپا تهدید به استفاده از این ورقه می کند. بنابراین، معقول به نظر می رسد که این پرسش را مطرح کنیم: آیا روسیه حاضر می شود به منافع و استراتژی اش ضربه ای وارد شود؟
در واقع، مسکو و تهران، اینک در یک صف قرار دارند و دو کشور در طرف مقابل واشنگتن و برخی کشورهای اروپایی موضع گرفته اند. روسیه با توجه به موقعیت کنونی اش تمایلی به برهم زدن گفت و گوها ندارد و نمی خواهد خودش را به عنوان عامل اصلی شکست توافق نهایی با ایران نشان دهد. اما، از طرف دیگر، روسیه زیر بار هیچ توافقی که در تعارض با منافع خود –چه در شرق اروپا و چه در خاورمیانه- باشد نمی رود.
آنچنان که پیداست، این بازی سیاسی در وهله اول مبنی بر اصل حساب و کتاب منافع و تهدیدگرها در کلیه جوانب استراتژیک و مرحله ای و سیاسی و اقتصادی و نظامی است. ضمنا، تحرکات بعدی روسیه و ایران با حساب و کتاب های دقیق و پیش بینی دقیق میزان سود و زیان صورت می گیرد. کما اینکه، ایران در موقعیت ناخوشایندتری در بین پیروان و شیفتگان این کشور از یک سو و متحدان و حامیانش از سوی دیگر قرار خواهد گرفت. آب دهان سیاستمداران ایران و نیز شرکت های خارجی برای گشایش اقتصادی به راه افتاده است. اما این وضعیت چندان طول نمی کشد؛ چرا که روس ها – شاید بیشتر از خود ایرانی ها- از رازها و زیر و بم های سایت های هسته ای و نیروی نظامی ایران باخبرند. روس ها از نظر ایرانی ها دوستانی غیرقابل اعتماد هستند. در اینجاست که بحث حساب و کتاب های ایران و جدی بودن تصمیم گیری ها تا دستکم چند سال آینده پیش می آید.
اما اگر به معادلات سیاسی دیگر بدون دو قطبی مسکو و تهران بنگریم چه اتفاقی می افتد؟ با نگاهی به هماهنگی روسیه و ایران درباره اوضاع سوریه و حمایت های نامحدود این دو کشور از نظام بشار اسد می توان دریافت این هماهنگی بیشتر جنبه تاکتیکی دارد تا استراتژیک. چه اینکه، اختلافاتی بین روسیه و ایران در جریان تسلط بر شهر حلب و تلاش های تهران برای مانع تراشی در دستیابی به توافق میان آنکارا و مسکو بروز کرد. برای همین بود که گروه های شبه نظامی ایران سعی کردند تا از خروج شهروندان غیر نظامی از این شهر جنگ زده جلوگیری کنند. این اقدامات باعث شد تا روسیه دست به تهدید کسانی بزند که توافق حلب را به هم می زنند.
این وضعیت باعث شد تا چشم انداز هماهنگی ها بین روسیه و ایران را در صورت ورود کشورهای خارجی به روند مذاکرات جدی درباره آینده مساله سوریه ترسیم کنیم. روسیه و ایران اهداف استراتژیک عمدتا متفاوتی را در سوریه دنبال می کنند. می توان با قاطعیت گفت که جدال و گاه تنش در روابط روسیه و آمریکا یکی از دلایل هماهنگی کنونی بین روسیه و ایران به شمار می رود. چنانچه روابط بین دو کشور در سمت و سوی هم گرایی قرار بگیرد ایران، کلا، از بازی حذف شده و به یک کشور حاشیه ای تبدیل می شود.
به باور عده بسیاری، روابط میان روسیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ بهتر می شود. شواهد فراوانی هم در این رابطه وجود دارد. چه بسا، معرفی یک چهره نزدیک به پوتین رئیس جمهور روسیه به عنوان وزیر امور خارجه نمونه اخیر در راستای بهبودی روابط بین دو کشور باشد. کما اینکه، ترامپ در اظهارات بسیاری درباره روابط موسکو و واشنگتن در آینده صحبت کرد. اما، سردی روابط میان روسیه و کشورهای عربی در وقت حاضر کاملا مشهود است. بنا براین، روابط دو جانبه میان روسیه و کشورهای عربی هیچ تاثیر منفی بر ماهیت روابط میان مسکو و تهران نخواهد داشت. شواهدی مبنی بر تغییر در کوتاه مدت در این خصوص ملاحظه نمی کنم. کشورهای عربی، -به جز به ندرت- متاسفانه، خارج از بازی منطقه ای هستند. امیدوارم که این وضعیت، چندان طول نکشد.

منبع: مرکز پژوهشهای ایرانی خلیج عربی

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**

۱۵ دی ۱۳۹۵

لابرادو سگی که تا کنون 3بار پوتین را از مرگ نجات داد وهمه سفرها همراه پوتین است

لابرادو سگی که تا کنون 3بار پوتین را از مرگ نجات داد وهمه سفرها همراه پوتین است
چرا سگ سیاه پوتین لحظه‌ای از او جدا نمی‌شود؟ +تصاویر
سگ سیاه رئیس جمهور روسیه را در هر سفر و حضر همراهی می‌کند و هرگز از وی جدا نمی‌شود، زیرا ویژگی‌های ضدتروریستی منحصربه‌فردی دارد.

العالم: روزنامه ایزوِستیا چاپ روسیه دوشنبه در گزارشی نوشت: لابرادور سگ سیاه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه است و همان سگی است که آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان را هنگام دیدارش با پوتین ترسانده بود.

به نوشته این روزنامه؛ لابرادور از نژادی بسیار اصیل است و ویژگی های ضد تروریستی خاصی دارد و به عنوان نمونه، بوی مواد منفجره را از فاصله 25 متری استشمام می کند.
 

این سگ همچنین بوی هر نوع سم و زهری را تشخیص می دهد، حتی سمومی که بوی بسیار ضعیفی داشته باشند.

بدین ترتیب، پوتین در هیچ کشوری، قهوه یا چای یا دیگر نوشیدنی ها را در کنار مقامات جهان نمی آشامد، مگر اینکه لابرادور آن را قبلاً بو کند.

لابرادور همچنین هر غذایی را که پوتین در کرملین یا سوچی – ییلاق و قشلاقش – یا کشورهای دیگر می خورد، قبلاً بو می کند تا پوتین با خیال راحت آن را بخورد.

این سگ سیاه تاکنون 3 بار جان پوتین را از مرگ و ترور نجات داده است. یک بار یک نیروی چچنی گارد حفاظت از پوتین می خواست به ضرب گلوله پوتین را ترور کند که لابرادور متوجه شد و با حمله به این چچنی و گاز گرفتن، مانع تیراندازی او شد.

لابرادور در یکی از پارک های سوچی با راهنمایی کردن محافظان پوتین به سوی بمبی که به یک طناب بسته شده بود، برای دومین بار پوتین را از مرگ نجات داد. یک بار هم غذایی را که پوتین باید می خورد، بو می کشد و به محافظانش می فهماند که غذا آلوده و سمی است و محافظان پس از بررسی غذا سم کُشندۀ لانیت را در آن پیدا می کنند و آشپز را اعدام کردند.

پوتین سگ خود را در همه سفرهای خارجی اش با خود می برد و 8 مربی سگ های پلیسی ارتش روسیه را مکلف به آموزش دادن به این حیوان کرده است.

لابرادور 100 متر را در 9 ثانیه می دَوَد و یکی از گران ترین سگ های جهان است. توله های این سگ هم اکنون 4 ماهه هستند و نحوۀ کشف سم، مواد مخدر و مواد منفجره و شناسایی دشمن را آموزش می بینند.

کاریکاتور سقوط اسد در 2017

کاریکاتور سقوط اسد در 2017


۱۴ دی ۱۳۹۵

روسیه روابط خود را با ایران «راهبردی» نمی‌داند

روسیه روابط خود را با ایران «راهبردی» نمی‌داند



یکی از مولفه‌های قدرت هر کشوری را داشتن هرچه بیشتر «متحد استراتژیک» می دانند. هرچه شمار متحدان استراتژیک یک کشور بیشتر باشد، قدرت آن کشور در عرصه بین المللی بیشتر است.
با این مقدمه و صرف نظر از سوریه و حزب الله لبنان (که می توان آنان را متحد استراتژیک تهران دانست) آیا جمهوری اسلامی متحد راهبردی دیگری دارد؟ آیا فدراسیون روسیه به رهبری پوتین را می توان متحد استراتژیک جمهوری اسلامی دانست؟
این پرسش از آن رو، مهم و حایز اهمیت است که شاهدیم با حمایت هوایی روسیه و حضور نیروهای زمینی ایرانی، وضعیت جنگ در سوریه به نفع بشار اسد تغییر چشمگیر کرده است به گونه‌ای که در جدیدترین تحولات، ارتش سوریه توانسته کنترل کامل شهر حلب را به دست آورد. با این پیروزی گمان می رود راه برای پیروزی بیشتر بشار اسد فراهم شده باشد.
با ملاحظه آیا روسیه متحدی استراتژیک برای تهران است؟ اگر این پرسش را از مقامات ارشد جمهوری اسلامی جویا شویم موارد عدیده ی را می توان مثال آورد که آنان روابط تهران و مسکو را راهبردی ارزیابی کرده اند. در اینجا به دو مثال اشاره می شود.
در ۲۶ مرداد سال جاری و در واکنش به جنجالی که بابت پرواز جنگنده‌های روسی از پایگاه هایی نوژه به مقصد سوریه بالا گرفته بود علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی با تأیید این تصمیم برای واگذاری پایگاه به جنگنده‌های روسی گفت: «همکاری ما با روسیه راهبردی است و ما در این زمینه تبادل ظرفیت و امکانات داریم». یک روز پس از این موضعگیری یعنی در ۲۷ مرداد علی اکبر ولایتی مشاور ارشد آیت الله خامنه ای، نیز نگاه کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌ نسبت به روسیه را «نگاه جدید به شرق» توصیف کرد و یادآور شد که: «نگاه به شرق مستلزم...ارتباط راهبردی و استراتژیک با کشورهایی مثل روسیه و چین است.»
در تأیید چنین گمانی مبنی بر اینکه روابط تهران- مسکو اینک به سطح مناسبات راهبردی ارتقا یافته برخی تحلیلگران داخلی، دیدار مکرر مقامات ارشد دو کشور چه در سطح روسای جمهور و چه در سطح وزیران (از جمله وزیر خارجه و وزیر دفاع)، عقد قراردادهای کلان میان دو کشور و همکاری نزدیک روسیه با تهران در برجام و مثال‌های مشابه را دلیل همکاری راهبردی تهران و مسکو قلمداد می کنند. اما، آیا از نگاه روسیه نیز می توان شواهدی یافت که دال بر این واقعیت باشد که روابط دو کشور اینک در سطح راهبردی قرار دارد؟
سند دکترین سیاست خارجی روسیه
بر خلاف جمهوری اسلامی که فاقد سند مدونی در سیاست خارجی است، مسکو هر چند سال یک بار سندی تحت عنوان دکترین سیاست خارجی منتشر می کند. هر کلمه از این سند با دقت و وسواس زیاد برگزیده می شود و در کلیت بیانگر ریل گذاری سیاست خارجی این کشور است.
جدیدترین نسخه این سند تحت عنوان «دکترین جدید سیاست خارجی فدراسیون روسیه» در نوامبر ۲۰۱۶ به امضای ولادمیر پوتین رسید. مطالعه این سند، نشان می دهد که وزن و جایگاه جمهوری اسلامی و در عین حال رقبای منطقه‌ای ایران در سیاست خارجی روسیه کجاست.
برای مثال در حالی این سند هند و چین را در شمار کشورهایی قرارداده که روسیه با آن‌ها از «شراکت استراتژیک» برخوردار است، اتحادیه اروپا را «یک شریک مهم اقتصادی- تجاری» و نه شریک استراتژیک برای روسیه توصیف می کند.
با توجه به این مثال، به بررسی جایگاه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی روسیه می پردازیم. در ماده ۹۴ این سند در رابطه با ایران اینگونه آمده است: «روسیه خط مشی توسعه همه‌جانبه همکاری با جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کند و همچنین در اجرای مداوم توافق جامع هسته‌ای ایران بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب ۲۰ جولای ۲۰۱۵، متناسب با تصمیمات شورای حکام آژانس انرژی اتمی می‌کوشد و به طور همه‌جانبه‌ای به این روند مساعدت می‌‌کند.»
چنانچه ملاحظه می شود این بند کوتاه تنها بر توسعه «همه جانبه همکاری با ایران» تصریح دارد. نکته مهم تر اینکه روسیه دامنه مانور همکاری خود را «متناسب با تصمیمات آژانس و محدود به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت» تعریف کرده است. روشن است که نه در متن و نه مستفاد از متن چنین استنباط نمی شود که همکاری روسیه با ایران راهبردی است.
اما، این نکته وقتی از اهمیت بیشتر برخوردار است که بدانیم در بند بعدی سند (بند ۹۵) به «گفتگوهای راهبردی با شورای همکاری کشورهای خلیج فارس» اشاره شده است. تفاوت این دو بند از یکدیگر بر کسی پوشیده نیست چرا که روسیه در حالی به گفتگوهای راهبردی با شورا همکاری متمایل است که اعضای این شورا به ویژه عربستان رقیب منطقه‌ای جمهوری اسلامی قلمداد می شوند. در فرض اینکه گفتگوی راهبردی روسیه با این کشورها به نتیجه مثبت بیانجامد شرط این شورا برای توسعه مناسبات با مسکو، کمرنگ شدن رابطه تهران- مسکوست.
چنین شرطی از سوی شورای همکاری به هیچ وجه بعید نیست ندارد وقتی بدانیم که در همین سند از حضور روسیه در سازمان همکاری‌های اسلامی به عنوان عضو ناظر «به منظور گسترش بیشتر شراکت و تعامل با کشورهای جهان اسلام» سخن به میان آمده است.
کافی است که به قدرت مانور عربستان در سازمان همکاری اسلامی در سال‌های اخیر بنگریم که در یک مورد عضویت سوریه را در این سازمان به حالت تعلیق در آورد و در مورد دیگر حزب الله (دیگر متحد جمهوری اسلامی) را در شمار سازمان‌های تروریستی قرار داده و جمهوری اسلامی را هم از کشورهای حامی تروریسم برشمرده است. (مراجعه شود به مقاله: جمهوری اسلامی و شکست دیپلماتیک در سازمان همکاری اسلامی)
در توصیف نقش ایذایی که عربستان در درون سازمان همکاری اسلامی علیه جمهوری اسلامی تا کنون ایفا کرده همین بس که جابری انصاری سخنگوی پیشین وزرات خارجه ایران گفته بود: «سازمان همکاری اسلامی به جزئی از وزارت خارجه سعودی تبدیل شده و مثل اداره‌ای از این وزارتخانه عمل می‌کند.»
اگر به تصریح سخنگوی پیشین وزارت خارجه، اینک عربستان به چنین قدرتی در درون سازمان همکاری دست یافته که منویات خود را به این سازمان دیکته می کند، بعید نیست که عربستان از این قدرت خود برای فاصله انداختن بین تهران و مسکو استفاده کند تا هم به مناسباتی راهبردی با روسیه دست یابد و هم رابطه روسیه را با جهان اسلام تسهیل کند. در هر دو صورت، توسعه همکاری روسیه با شورای همکاری خلیج فارس و سازمان همکاری اسلامی می تواند به زیان جمهوری اسلامی تمام شود.
نتیجه:
به شرحی که گفته شد تلقی مقامات جمهوری اسلامی از اینکه به سطحی از همکاری راهبردی با روسیه دست یافته اند ریشه در واقعیت ندارد. نه تنها هیچ یک از مقامات روسی به چنین چیزی اذعان ندارند بلکه سند دکترین راهبردی سیاست خارجی روسیه نیز بر چنین چیزی گواهی نمی دهد. در مقابل شواهدی متعددی در دست است که روسیه به جمهوری اسلامی به عنوان برگه‌ای در بازی قمار با غرب می نگرد.
از جمله این شواهد تاخیر در راه اندازی نیروگاه بوشهر، تعلل چند ساله در واگذاری سامانه موشک اس ۳۰۰ و از همه بدتر رأی موافق به تک تک قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت علیه ایران است که روسیه امضای خود را زیر آن‌ها گذاشته بود. مستنبط از چنین رفتاری هرگز چنین نیست که تهران و مسکو واجد مناسبات راهبردی با یکدیگرند.۱۴.دی.۱۳۹۵

476 زندانی در زیر شکنجه وبیش از 447زن وکودک بدست سربازان ونیروهای امنیستی سوریه وشبه نظامیان وابسته به خامنه ای کشته شدند

476 زندانی در زیر شکنجه وبیش از 447زن وکودک بدست سربازان ونیروهای امنیستی سوریه وشبه نظامیان وابسته به خامنه ای کشته شدند.


اورینت نت
شبکه سوری حقوق بشر بیانیه واسنادی منتشرکرد که در سال2016 بیش از476 زندانی در زیر شکنجه وبیش از 447زن وکودک بدست سربازان ونیروهای امنیتی سوریه وشبه نظامیان وابسته به خامنه ای کشته شدند.
این بیانیه که دیروز منتشر شدنوشته است :
درعا103
حمص 73
اطراف دمشق 64
حماء60
دیرالزور47
ادلب وحلب34
دمشق 31
حسکه 10
الرقه 9
لازقیه 8
طرطوس2تن تحت شکنجه کشته شدند
وثقت الشبكة السورية لحقوق الإنسان في تقرير لها استشهاد ما لا يقل عن 476 معتقلاً في سورية تحت التعذيب في العام 2016، مشيرة إلى أن 447 شخصا بينهم طفلان و7 سيدات قُتلوا على يد قوات الأسد والمليشيات الموالية له.

وأشار التقرير الذي صدر أمس الإثنين إلى أن درعا سجلت أعلى إحصائية لعدد ضحايا التعذيب، حيث بلغ عددهم 103 شخصاً، في حين وصل عدد ضحايا التعذيب في حمص 73 شخصاً، و64 في ريف دمشق، و60 في حماة، و47 في دير الزور، و34 في كل من إدلب وحلب، و31 في دمشق، و10 في الحسكة، و9 في الرقة، و8 في اللاذقية، و2 في طرطوس، بالإضافة إلى شخص واحد في القنيطرة.

ولفت تقرير الشبكة إلى أن 8 أشخاص قتلوا على يد تنظيم الدولة، كما قتل 6 أشخاص بينهم سيدة على يد مليشيا وحدات الحماية الشعبية، فيما سجل مقتل شخص بسبب التعذيب على يد جهات أخرى.

ونوهت الشبكة السورية إلى أن نظام الأسد لا يعترف بعمليات الاعتقال، بل يتهم بها "المجموعات الإرهابية"، كما أنه لا يعترف بحالات الموت تحت التعذيب، مؤكدة أن قوات الأسد في كثير من الأحيان لا تقوم بتسليم جثث من قضوا تحت التعذيب إلى الأهالي.

وأوضح تقرير الشبكة أن سقوط هذا الكم الهائل من الضحايا بسبب التعذيب شهريا، يدل على نحو قاطع أنها سياسة ممنهجة لقوات الأسد، وقد مورست ضمن نطاق واسع.

وفي ختام تقريرها طالبت الشبكة مجلس الأمن بإحالة الملف السوري إلى المحكمة الجنائية الدولية، وتطبيق القرارات التي اتخذت بشأن سورية، ومحاسبة جميع من ينتهكها، والسماح لمنظمات حقوق الإنسان المستقلة بالوصول إلى أي مكان داخل سورية، مبينة أن حالات التعذيب تشكل جرائم ضد الإنسانية وجرائم حرب.

 خبر فوری - خامنه ای مجرم اصلی جنایت جنگی در سوریه وحشت وسراسیمگی خود از آتش بس در سوریه را در سایت حکومتی فردا ابراز نمود

 خبر فوری - خامنه ای مجرم اصلی جنایت جنگی در سوریه وحشت وسراسیمگی خود از آتش بس در سوریه را در سایت حکومتی فردا ابراز نمود

ابهاماتی از مذاکرات آتش بس که باید با انتشار اسناد شفاف شود -۲

جزئیات جدید از معامله ترکیه و روسیه بر سر سوریه/ اداره یازده استان سوریه را ارتش‌های ترکیه و روسیه به عهده می‌گیرند

بیشتر بخوانید

علی مملوک  وزیر اطلاعات وامنیت وولید معلم وزیر خارجه ، دو مهره جنایتکار بشار اسد که هردو تحت امر سفارت خامنه ای در دمشق  وقاسم سلیمانی مردم خود را قتل عام میکردند در تهران

علی مملوک ژنرال وهمه کاره امنیت دستگاه بشار اسد وتحت امر قاسم سلیمانی   کیست

      
سایت حکومتینوشت

در همین حال «اسامه ابو زید» مذاکره کننده ارشد ارتش آزاد سوریه به نمایندگی از معارضین مسلح در مذاکرات اخیر آنکارا، پیرامون سند منتشره در روزنامه الحیات به پایگاه خبری عنب بلدی وابسته به معارضین سوری گفت: «اصل توافق بر سر ایجاد ایستگاه های بازرسی صحت دارد. اما این یک توافق دو طرفه میان آنکارا و مسکو بوده و معارضه در جریان جزئیات آن نیست و تبعا نمی تواند له یا علیه آن موضع بگیرد.»

سرویس بین الملل فردا: با وجود اهمیت بسیار بالای مذاکرات دو جانبه روسیه و ترکیه و نقش این مذاکرات در سرنوشت بحران سوریه، هنوز جزئیات آن به صورت رسمی منتشر نشده است. عدم شفافیت و پوشش رسمی مذاکرات باعث شده اخبار غیررسمی نگران کننده ای از آن منتشر شود. انتظار می رود دستگاه های مسئول ایرانی در این زمینه، به خصوص نهادهایی که در پرونده سوریه نقش اصلی و مستقیم را دارند، در این مورد شفافسازی کنند.

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!
ثمره جنگ خانمانسوز 5 ساله سوریه، تعیین سرنوشت آن به وسیله دو کشوری است که با اسرائیل روابط سیاسی رسمی دارند؟
آیا وقت شفافسازی کامل محتوای مذاکرات نرسیده است؟

طی دو روز اخیر چند خبر عجیب و نگران کننده در مورد مذاکرات آتش بس منتشر شده بود که پایگاه خبری تحلیلی فردا دو مورد از آنان را منتشر کرد. خبر اول مربوط به ادعای وجود تعارض در متن دو نسخه توافقنامه آتش بس نزد حکومت و معارضان است. این ادعا برای نخستین بار از سوی 11 گروه مسلح معارض منتشر شد و پایگاه خبری تحلیلی فردا متن کامل بیانیه آن ها را همراه با گزارشی از زمینه سیاسی آن منتشر کرد. (+) خبر دوم در مورد دستور روسیه به حزب الله برای خروج رسمی نیروهای وابسته به این سازمان از شهرهای مختلف سوریه بود که باید به صورت ویژه واکاوی شود. پایگاه خبری تحلیلی فردا متن اولیه این خبر را به صورت کامل در اختیار خوانندگان و نخبگان قرار داده است (+) و به زودی در گزارشی مشروح، ابعاد جانبی آن را منتشر خواهد کرد.

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!

اما سومین خبر عجیبی که بازتاب گسترده ای داشته و هنوز تکذیب نشده است، تشکیل و اداره پایگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های ترکیه و روسیه در خاک سوریه است تا به تعبیر خودشان «ضمن نظارت بر حسن اجرای آتش بس، در برابر هرگونه تحرک احتمالی از آن صیانت کنند.» اگر این توافق به تأیید طرفین سوری بحران برسد و اجرایی شود، باید آن را به منزله «اشغال غیررسمی سوریه توسط ترکیه و روسیه» دانست!

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!
در مذاکرات آتش بس و برون رفت از بحران سوریه، چه کسی جبهه مقاومت را نمایندگی می کند؟
اگر ابعاد و جزئیات مذاکرات دو جانبه به صورت شفاف و رسمی بیان نشود، اسناد و شایعات از طریق رسانه ها به صورتی کانالیزه شده پخش خواهد شد تا ایران و جبهه مقاومت در برابر عمل انجام شده قرار گیرند.

گفتنی است در سراسر تاریخ دولت سوریه سابقه نداشته که یک کشور خارجی بتواند واحدهای بازرسی مستقل از ارتش این کشور برای نظارت بر رفتار گروه های مسلح متحد آن تشکیل دهد! ملت سوریه 5 سال جنگ داخلی را تحمل کرد تا در برابر طرح کشورهای خارجی برای این کشور مقاومت کند؛ اما به نظر می رسد این بار دو کشوری که دارای روابط رسمی سیاسی با رژیم صهیونیستی هستند، از طریق «آتش بس» می خواهند مقدرات نظامی و امنیتی سوریه را به دست گیرند.

روزنامه فرامنطقه ای الحیات چاپ لندن در شماره یکشنبه خود مدعی شد چهار سند مهم از مذاکرات آنکارا مسکو را منتشر می کند. یکی از مهم ترین اسناد، حاوی توافقی است که طرفین با عنوان «ضمانت های اجرایی مطمئن برای برقراری آتش بس» از آن یاد کرده اند. بنا بر این سند، مقرر شد «یک هئیت نظامی سیاسی مشترک متشکل از دو کشور تشکیل شده تا با ارتباط و کنترل تمامی ابعاد مرتبط با آتش بس، از شکسته شدن آن ممانعت کنند.»

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!
برپایی و اداره ایستگاه های بازرسی و کمیته های نظارت بر اجرای آتش بس توسط کشورهای خارجی، مصداق روشن اشغال این کشور توسط متحدان رژیم اشغالگر فلسطین و جولان است.

از جمله اختیاراتی که برای این هیئت برشمرده شده، چنین است «این هیئت مشترک باید گروه هایی تشکیل دهد تا با تأسیس و کنترل پایگاه های ایست و بازرسی، همه گروه های مرتبط در سوریه را وادار به التزام به آتش بس کنند. نیروهای مستقر در پایگاه های بازرسی، باید با هر رفتار غیرمسئولانه در داخل سوریه علیه آتش بس برخورد کنند!»

جالب این جاست که کمیته های اداره کننده این بازرسی ها می توانند مانند ضابط قضایی رفتار کنند: «یکی از اختیارات فعالین ایستگاه های بازرسی و تفتیش، تنظیم لوایح و فهرست هایی است که در آن نام افراد و گروه هایی که آتش بس را تضعیف می کنند ثبت می شوند.» ناگفته پیداست که ضابط قضایی زمانی موضوعیت دارد که بتواند گزارشات خود را به محکمه ارائه داده و محکمه نیز از توان اجرایی کافی برای برخورد با مجرم برخوردار باشد. آیا همین بند نمی تواند از برنامه های گسترده تر دو کشور برای اشغال سوریه پرده بردارد؟!

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!
پوتین در سفر اخیر بشار اسد به روسیه، با وی مانند یک کارمند کاخ کرملین رفتار کرد!
نه تنها هیچ یک از تشریفات رسمی مقامات عالیه کشوری برگزار نشد، بلکه حتی از اجرای ابتدایی ترین بندهای پروتکل مانند قرار دادن پرچم کشورهای میهمان در سالن مذاکره نیز خودداری شد!

بنا بر متن صریح منتشره در سند روزنامه الحیات، ایستگاه های بازرسی و تفتیش قرار است در مناطق مسکونی نزدیک به مرزهای مناطق تحت کنترل نظام و معارضه فعال شوند.
این در حالی است که عمده درگیری ها نه از مناطق مسکونی بلکه از راه های مواصلاتی بیابانی، تپه ها و کوه ها آغاز می شود. مناطقی برای ایستگاه های بازرسی در نظر گرفته شده است که بیش تر به هدف کنترل شهرها و اداره آن شبیه است تا ممانعت از درگیری های نظامی! 

باید در نظر داشت در میان 14 استان سوریه، تنها استان های دمشق و طرطوس به طور کامل تحت کنترل نظام قرار دارد و حتی در دمشق نیز دروازه های جنوبی (متصل به یرموک و معضمیه) و شرقی (قابون، جوبر و...) تحت کنترل معارضان است و دو کشور می توانند از این فرصت استفاده کنند. به این ترتیب عملا تنها یک استان به صورت کامل تحت کنترل نظام قانونی سوریه خواهد ماند! اگر استان های دیرالزور و رقه را به علت عدم حضور معارضین متحد ارتش آزاد از شمول سند فوق کم کنیم، باز هم حداقل 11 استان سوریه شاهد برپایی ایستگاه های بازرسی و کمیته های نظارت وابسته به یان دو کشور خوااهند بود!

اما شاید بامزه ترین بخش این سند، مربوط به وظائف فعالین ایستگاه های تفتیش باشد! «مسئولین ایستگاه های تفتیش باید تمامی اقدامات لازم را به کار گیرند تا اختلافات باعث بر هم زدن توافقنامه آتش بس نشود. در صورتی که در انجام این وظیفه ناکام ماندند، باید هیئت مشترک فرماندهی گروهی را به منطقه اعزام کرده تا طرف بر هم زننده آتش بس را به پذیرش آن وادار کنند. همچنین باید هزینه های جبران مافات از سوی طرف بر هم زننده آتش بس پرداخت گردد!» اندکی دقت در فحوای این بند نشان می دهد طراحان آن تصور می کنند قرار است کمیته های اداره کننده ایستگاه های بازرسی، بر تمام گروه های سیاسی و نظامی حاضر در سوریه تفوق داشته باشند!

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!
داعش بعد از اشغال دوباره تدمر، این تصویر را منتشر کرد. کاربران ترک و حامیان معارضین در کشورهای عربی با اشتراک گذاری بی سابقه این تصویر، آن را نشانه اشغال سوریه توسط ایران خواندند!!
حالا در برابر برپایی رسمی ایستگاه های بازرسی در سراسر خاک سوریه و اداره مستقیم آن توسط دو کشور ترکیه و روسیه چه واکنشی خواهند داشت؟

قرار است دو دفتر در مسکو و انکارا به صورت همزمان فرماندهی کمیته های مزبور را در دست بگیرند. در هر دو دفتر، افسران نظامی و اطلاعاتی دو کشور حضور دارند و هماهنگی و تعامل با همه طرف های درگیر بحران سوریه مأموریت اصلی ستاد فرماندهی مشترک عنوان شده است.

در همین حال «اسامه ابو زید» مذاکره کننده ارشد ارتش آزاد سوریه به نمایندگی از معارضین مسلح در مذاکرات اخیر آنکارا، پیرامون سند منتشره در روزنامه الحیات به پایگاه خبری عنب بلدی وابسته به معارضین سوری گفت: «اصل توافق بر سر ایجاد ایستگاه های بازرسی صحت دارد. اما این یک توافق دو طرفه میان آنکارا و مسکو بوده و معارضه در جریان جزئیات آن نیست و تبعا نمی تواند له یا علیه آن موضع بگیرد.»

ادعای الحیات: اداره مشترک ایستگاه های ایست و بازرسی توسط ارتش های روسیه و ترکیه در ده استان سوریه!

انتظار می رود مسئولین مرتبط با پرونده سوریه در ایران، به سرعت وارد عمل شده و نسبت به این اسناد شفافسازی کنند. در صورتی که مسئولین ایرانی بخواهند بر پایه «اعتماد» و «انتقال اخبار از سوی روسیه پشت درب های بسته» به مذاکرات ترکیه روسیه بنگرند، احتمالا در آینده باید به توافقنامه ای تن می دهند که به زیان جبهه مقاومت و به سود رژیم صهیونیستی تمام خواهد شد.

۱۳ دی ۱۳۹۵

عکس‌های جدید از مهاجم مسلح به کلوب شبانه استانبول هنگام تیراندازی به مردم

عکس‌های جدید از مهاجم مسلح به کلوب شبانه استانبول هنگام تیراندازی به مردم

دبی-العربیه.نت فارسی
پلیس ترکیه عکس‌های جدیدی از عامل حمله مسلحانه به کلوپ شبانه رینا در استانبول ترکیه منتشر کرده است.
این حمله که بامداد یکشنبه ۱ ژانویه هنگام جشن‌های سال نوی میلادی روی داد، دستکم ۳۹ کشته و ۶۹ زخمی برجای گذاشت.
عکس‌های منتشره که مهاجم مسلح را نشان می‌دهد، از دوربین‌های مدار بسته کلوب شبانه گرفته شده است.
گزارش‌ها می‌گوید که مهاجم مسلح هنگام ورود، لباس بابا نوئل به تن داشته و پس از انجام کشتار، این لباس را از تن درآورده و فرار کرد.
خبرگزاری آناتولی به نقل از منبعی مرتبط با تحقیقات جاری توسط دفتر دادستان کل در استانبول و دفتر سازمان مبارزه با تروریسم در این استان، گزارش به دست آوردن این عکس‌ها را منتشر کرده است.

نیروهای سازمان مبارزه با تروریسم در اداره امنیت استانبول از راه تصاویر دوربین‌های مداربسته، موفق شدند مشخصات چهره مهاجم را شناسایی کنند.
روزنامه بریتانیایی دیلی میل هم نوشته است که نیروهای پلیس ترکیه در تعقیب مهاجم مسلح، ۸ منزل متعلق به اشخاص مظنون به ارتباط با حمله را بازرسی کرده و شماری را هم بازداشت کردند. گروه داعس مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است.

همچنین نیروهای پلیس در حال تحقیق از ۸ تن هستند که که اکثر آن‌ها از قزاقستان و قرقیزستان‌اند. این در حالی است که مهاجم همچنان فراری است.
این روزنامه نوشته است که نیروهای پلیس، راننده تاکسی که مهاجم مسلح را به کلوب شبانه رسانده بود، پس از چند ساعت بازجویی آزاد کردند. آن‌ها از این بازجویی از او سوال‌هایی درباره مشخصات ظاهری مهاجم و مکانی که او را سوار کرده، مطرح کردند.

در هیمن راستا، سخنگوی دولت ترکیه گفت که نیروهای امنیتی به شناسایی کامل مهاجم مسلح به کلوب شبانه استانبول، نزدیک شده‌اند.
او افزود که اطلاعاتی درباره اثر انگشت و مشخصات اصلی ظاهری مهاجم به دست آورده‌اند.